Oku Defter 6 Bu sözü açıklayan bir hikâye Beyit 1120

M6:1120 — سخت پس پس می‌رود او سوی بن / گفت دمش را به سوی خانه کن

سخت پس پس می‌رود او سوی بنگفت دمش را به سوی خانه کن
✦ Bu beyti Türkçe dilinde oluştur

M6:1120

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — kaydedilmiş Mesnevi derslerinden

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن اسب به سختی عقب‌عقب به سوی مقصد می‌رفت. امیر گفت: «دمِ آن را به سوی خانه‌ای که می‌خواهی برگردان.» معنا: این بیت حکایت از چاره‌اندیشی برای رام کردن غرایز سرکش دارد؛ به جای نفی و طرد، مولانا توصیه می‌کند که جهتِ میل‌های نفس را به سوی مقاصد عالی و درست برگردانیم.

شرح

مولانا در این بیت و داستان پس‌زمینه‌اش، درسی بنیادین در باب تهذیب نفس و چگونگی برخورد با غرایض و تمایلات سرکش انسانی می‌دهد. حکایت از آنجا آغاز می‌شود که مردی اسبی از امیر می‌خواهد. اسبی به او پیشنهاد می‌شود که «پس‌پس‌رو» و «حرون» است؛ یعنی همواره به عقب می‌رود و سرکش است. مرد از پذیرش آن سرباز می‌زند، اما پاسخ امیر بسیار روشنگر است: «گفت دمش را به سوی خانه کن.» یعنی اگر اسب به عقب می‌رود، مانعی ندارد؛ تو کافی‌ست که جهت آن را برعکس کنی تا با همان پس‌پس رفتن، تو را به مقصود برساند.

این درسی است در مقابل بسیاری از مکاتب صوفیانه یا حتی فلسفی که بر «برکندن» و «ریشه‌کن کردن» غرایض و قوای شهوانی و غضبانی تأکید دارند. برخی صوفیان می‌گفتند باید مادهٔ شهوت را به‌کلی از خود زدود؛ باید خود را چنان تصفیه کرد که نشانی از این عواطف در ما نماند. این رویکرد به مثابه کشتن آن اسب پس‌پس‌رو است. اما مولانا، و من نیز با او هم‌نوا هستم، اعتقاد دارم این برخورد «جراحانه» و «گستاخانه» با روح، نه تنها درست نیست بلکه معمولاً ناممکن است و عواقب نامطلوبی دارد. نمی‌توان چیزی را از روح گرفت، بلکه باید آن را اصلاح کرد، باغبانی کرد، طبابت کرد؛ همچون درختی که با هرس کردن شاخه‌های زائد، میوه بهتر و بیشتری می‌دهد.

این بیت نقد صریح رویکرد بودایی به نفس نیز هست. در بودیزم و در برخی سخنان منسوب به سعدی و صائب، اصل «نفی تمنا» مطرح می‌شود؛ اینکه رنج از خواستن برمی‌خیزد و باید هیچ نخواهی تا رنجی نبری. «عمر زاهد همه سر شد به تمنای بهشت / او ندانست که در ترک تمناست بهشت.» اما مولانا این را محال و نشدنی می‌داند. انسان به حکم خلقت میل و تمایل دارد. راه چاره نفی میل نیست، بلکه تغییر «متعلق» میل است. اسب شهوت وجود دارد، اما می‌توان جهت آن را عوض کرد. مولانا خود می‌گوید: «دم این استور نفس‌ت شهوت است / زین سبب پس‌پس رود آن خودپرست. / ای مبدل، شهوت او را که دم آمد ز بن / ای مبدل شهوت عقبیش کن.» یعنی ای خداوند که مبدل‌الاحوالی، میل و خواست این نفس را از امور دنیوی و فانی به سوی عقبا و جاودانگی برگردان.

این تدبیر مولانا به‌زیبایی با نظریه «تصعید» (Sublimation) فروید همخوانی دارد. فروید معتقد بود که انرژی میل‌های سرکوب‌شده به طرق دیگر سر برمی‌آورد و می‌توان آن را به سمت فعالیت‌های والاتر هدایت کرد. مولانا نیز دقیقاً همین را می‌گوید: «چون ببندی شهوتش را از رغیف (نان) / سر کند آن شهوت از عقل شریف.» وقتی شکم‌پرستی و میل‌های پست‌تر را از نفس بگیری، آن انرژی خود را در تمایلات عقلانی و شریف بروز خواهد داد. این یعنی استفادهٔ نیکو از هرچیزی که ممکن است پلید یا پلشت به نظر برسد؛ باید به گونه‌ای از آن بهره گرفت که در راه مقصد نیکو به کار آید. اسبی که پس‌پس می‌رود، اگرچه به سرعتِ «جسم موسی کلیم» که راه هفتصد ساله را چون پهنای گلیم می‌پیمود نیست، اما همچنان می‌تواند راهبر تو به سوی خانه باشد.

نکات کلیدی

  • نباید غرایض و تمایلات سرکش را نفی یا ریشه‌کن کرد، بلکه باید آنها را اصلاح و تدبیر نمود.
  • هدف، تغییر «متعلق» شهوت است، نه خود شهوت؛ یعنی تمایلات را از دنیا به عقبا و مقاصد متعالی برگرداند.
  • مولانا رویکرد «جراحانه» به نفس را مردود می‌شمارد و به جای آن، «باغبانی» و «طبابت» روح را توصیه می‌کند.
  • انرژی صرف شده در میل‌های پست‌تر می‌تواند از طریق «تصعید» به سمت تعالی عقلانی و معنوی هدایت شود.
  • بدی‌ها و نقاط ضعف را می‌توان همچون اسب پس‌پس‌رو، با تغییر جهت به کار گرفت و از آنها برای رسیدن به مقصود بهره برد.

Sources: d6-s23 · 00:21:00 d6-s23 · 00:21:10 d6-s23 · 00:21:48 d6-s23 · 00:22:20 d6-s23 · 00:23:45 d6-s23 · 00:24:20 d6-s23 · 00:25:05 d6-s23 · 00:26:00

به زبانِ تو — Kendi dilin · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.