Oku Defter 6 Gece hırsızlarının hikayesi: Sultan Mahmud'un geceleyin aralarına düşmesi ve "Ben de sizden biriyim" demesi, böylece onların hallerinden haberdar olması ilh. Beyit 2845

M6:2845 — بس زر و زربفت و گوهرهای زفت / قوم بردند و نهان کردند تفت

بس زر و زربفت و گوهرهای زفتقوم بردند و نهان کردند تفت
✦ Bu beyti Türkçe dilinde oluştur

M6:2845

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — kaydedilmiş Mesnevi derslerinden

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: بس طلا و زربفت و گوهرهای گران‌بها را / قوم بردند و به سرعت پنهان کردند. معنا: دزدان، پس از ورود به خزانهٔ شاهی، مقدار زیادی طلا، پارچه‌های زربفت و جواهرات گران‌قیمت را برداشتند و شتابان آن‌ها را مخفی کردند. این بیت توصیف‌گر لحظهٔ موفقیت ظاهری دزدان در این حکایت مثنوی است.

شرح

این بیت، از حکایتِ دزدانِ شب‌رو، لحظه‌ای را به تصویر می‌کشد که سارقان با موفقیت به خزانهٔ شاه دست یافته و هر آنچه را که توانسته‌اند، از زر و زربفت و گوهرهای گران‌بها، به‌سرعت (تفت) برداشته و پنهان می‌کنند. اما این موفقیت ظاهری، آنگونه که مولانا در ادامهٔ حکایت روشن می‌سازد، تنها یک توهم زودگذر است.

من بارها تأکید کرده‌ام که مولانا در ورای هر قصه، یک حقیقت هستی‌شناسانه یا معرفت‌شناسانه را می‌جوید. اینجا نیز، این دزدی و پنهان‌کاری، تمثیلی است از اعمال پنهان انسان در جهان. دزدان گمان می‌کنند که در تاریکی شب، می‌توانند اموال شاه را پنهان کنند؛ غافل از اینکه شاه، خود، به هیئت یکی از آنان، در جمعشان حضور دارد. اوست که همه چیز را می‌بیند، همه حرکاتشان را رصد می‌کند و حتی محل پنهان‌کردن غنایم را به‌خوبی تشخیص می‌دهد.

این حکایت، بی‌تردید، تجسّمی هنرمندانه از مفهوم قرآنی «وَ هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَمَا کُنْتُمْ» است. خداوند، همچون این شاهِ پنهان، در تمام لحظات و تمام اعمال ما، حاضِر و ناظر است. آنچه ما پنهان می‌کنیم، از دید او پنهان نمی‌ماند. سرعت (تفت) در پنهان کردن اشیا نیز، در برابر علم مطلق، هیچ کارایی ندارد؛ گویی تلاشی مذبوحانه است در برابر چشمی که همه جا حاضر است و همه چیز را می‌بیند. بنابراین، پنهان‌کاری دزدان، از دید ما ممکن است موفقیت‌آمیز باشد، اما از دید شاهی که خود هم‌نشین آن‌هاست، هیچ پنهانی وجود ندارد. اینجا دیگر بحث «نمی‌دانم» و «شک دارم» و «پنهان می‌کنم» نیست؛ بلکه «می‌دانم» و «می‌بینم» و «حاضرم» است. این شاهِ حاضر، نه فقط اعمالشان، که سرّ ضمیرشان را نیز می‌شنود، چنان که مولانا می‌گوید: «فعل ما می‌دید و سرمان می‌شنود.»

این حکایت، همچنین به قدرت مطلقهٔ الهی اشاره دارد که اشاعره بر آن اصرار می‌ورزیدند. قدرتی که به هیچ چیز محدود نیست و حتی می‌تواند به وعده‌های خود وفا نکند یا مؤمن‌ترین بندگان را نیز عذاب دهد. مولوی، با کمال شگفتی، با ابتهاج تمام از چنین قدرتی سخن می‌گوید. او این سکهٔ قدرت بی‌کران را با شادی خرج می‌کند، زیرا معتقد است تنها در سایهٔ همین قدرت مطلقه است که می‌توان امان جست؛ هرچند این امان نیز ضمانتی ندارد، اما در مقایسه با بی‌پناهی مطلق، همین نیز غنیمت است. شاه این حکایت نیز، با همان خودکامگی و قدرت بی‌حد، می‌تواند دزدان را ببخشد یا مجازات کند، فارغ از عدالت ظاهری. این همان نقطه‌ای است که عارف، با چشم معرفت، حضور این قدرتِ مطلق را درک می‌کند و از او طلب شفاعت برای همراهانِ غافل خود می‌کند.

نکات کلیدی

  • ظاهرسازی دزدان در پنهان کردن غنایم بی‌فایده است؛ زیرا شاه، بی‌آنکه شناخته شود، ناظر و حاضر است.
  • این بیت تمثیلی است از حضور دائم خداوند در تمامی لحظات زندگی، حتی در خلوت‌ترین اعمال انسان.
  • "تفت" به معنای سرعت، بر تلاش مذبوحانه برای پنهان کردن اعمال از دید قدرت مطلق تأکید دارد.
  • موفقیت ظاهری دزدان، در برابر قدرت بی‌کران شاه، تنها یک توهم زودگذر است.
  • عارف، با چشم بصیرت خود، حضور پنهان قدرت مطلق (شاه/خدا) را در میان پنهان‌کاری‌ها درمی‌یابد.
  • قدرت مطلق الهی، فارغ از محدودیت‌های عقل و عدل انسانی، عمل می‌کند و مولانا این را با ابتهاج روایت می‌کند.

Sources: d6-s65 · 04:41:18 d6-s65 · 05:22:18 d6-s65 · 06:27:18

به زبانِ تو — Kendi dilin · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.