Oku Defter 6 Gece hırsızlarının hikayesi: Sultan Mahmud'un geceleyin aralarına düşmesi ve "Ben de sizden biriyim" demesi, böylece onların hallerinden haberdar olması ilh. Beyit 2907

M6:2907 — وقت آن شد ای شه مکتوم‌سیر / کز کرم ریشی بجنبانی به خیر

وقت آن شد ای شه مکتوم‌سیرکز کرم ریشی بجنبانی به خیر
✦ Bu beyti Türkçe dilinde oluştur

M6:2907

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — kaydedilmiş Mesnevi derslerinden

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ای پادشاهی که سیرت پنهانی داری، وقت آن فرارسیده است که از سر کرم، ریشی برای خیر و صلاح ما بجنبانی (و معجزه کنی). معنا: این بیت بیانگر استمداد یک بنده از خداوند است؛ وقتی که بنده با وجود تمام تلاش‌های خود، به عجز خویش پی می‌برد و از معبود می‌خواهد که با عنایت و لطف خویش، گره از کار او بگشاید و دستگیری کند.

شرح

این بیت، از منظومهٔ داستان سلطان محمود و دزدان برگرفته شده، اما من این را فراتر از یک روایت صرف می‌بینم. این تمثیلِ تمام‌عیاری است از وضعیت انسان در جهان هستی و نحوهٔ رویارویی او با خداوند. دزد که سلطان را در سیاهی شب تشخیص داده بود، اکنون در روزِ رُخ‌نماییِ قدرت، با جسارتی خاص، روی به او می‌آورد. مولانا در اینجا این جسارت را زمینه‌چینی می‌کند و می‌فرماید که عارفان نیز در شبِ ظلمتِ طبیعت، جانِ خداوندِ طبیعت‌اند و با او گستاخانه سخن می‌گویند؛ نه در مقام محاجه، بلکه در مقام طلب.

من این را تبلور این نکته می‌دانم که ما انسان‌ها، در سجنِ طبیعت گرفتار، هر یک به خیال خویش، هنری و زرنگی و مکری داریم. اما مولانا با قاطعیت می‌فرماید که این «هنرها» اغلب موجب بدبختی و غفلت ماست. «آن هنرها گردن ما را ببست / زان مناصب سرنگون‌ساریم و پست.» این‌ها بندهای گردن ماست، ما را سرگرمِ خود می‌کند و پندار خودبینی را در ما فربه می‌سازد. درست مانند فیلسوفی که مولانا او را نقد می‌کند: «فلسفی خود را ز اندیشه بکشت / گو بدو کو را سوی گنج است پشت.» او فکر می‌کند با اندیشه به مقصد می‌رسد، اما همین اندیشه‌ها او را در حجابِ الفاظ و مفاهیم گرفتار می‌کند و از رؤیتِ محبوب دور می‌سازد. هنرهای دنیوی نیز همین کار را با ما می‌کنند؛ آدمیان فریفتهٔ هنرمندی‌های خود می‌شوند و از ماورای خویش غافل می‌مانند.

اما تنها یک «خاصیت» نیکوست؛ همان که دزدِ داستان داشت: «جز همان خاصیت آن خوش‌هواست / که به شب بد چشم او سلطان‌شناس.» یعنی در این شبِ تاریکِ دنیا، در ظلمتِ طبیعت، بتوانی صاحبِ این دنیا را بشناسی. این «دیده‌‌ای» است که مولانا در جای دیگر می‌فرماید: «دیده‌ای خواهم که باشد شه شناس / تا شناسد شاه را در هر لباس.» این بصیرت، یگانه هنری است که غولِ راه نیست، بلکه راهبر است.

وقتی انسان به این مقام می‌رسد و با همین بصیرت، پس از آن‌که تمام «هنرهای» خویش را آزموده و دید که «آن هنرها جمله بدبختی فزود»، از عمق جان و با تضرع از خداوند می‌خواهد که «کز کرم ریشی بجنبانی به خیر.» این یعنی ای پروردگارِ پنهان‌سیر، ما هرچه در چنته داشتیم رو کردیم، اما دیدیم که «بی‌عنایات خدا هیچیم هیچ.» اکنون نوبت کرم و عنایت توست. همان‌طور که مولانا می‌فرماید: «بی‌عنایات حق و خاصان حق / گر ملک باشد، سیاه استش ورق.»

و نکتهٔ عمیق‌تر آن است که مولانا می‌گوید: «شاه را شرم از وی آمد روز بار / که به شب بر روی شه بودش نظار.» پادشاه از روی کسی که او را در شب شناخته بود، شرم می‌کرد و نمی‌توانست خواست او را رد کند. این سخنی بس نادر و شگفت‌آور است؛ اینکه بنده گاه به مقامی می‌رسد که خداوند از روی او شرم می‌کند و منت او را می‌کشد، چنان‌که در دفتر پنجم مثنوی آمده: «تو چه دانی ای قرار ای پرحسد / که خدا هم منت او می‌کشد.» این نشان از جایگاه رفیع عارفی است که با چشمِ حق‌بینِ خویش، پنهان را آشکار کرده و حقایق را شناخته است. چنین کسی با خداوند گستاخ‌گو می‌شود، چرا که گویی زبان و جان او شده است و درخواست‌هایش برآورده می‌گردد؛ نه از روی جبر و استیصال خداوند، بلکه از کمال کرم و لطف او نسبت به بندهٔ عارف خود.

نکات کلیدی

  • تلاش‌ها و زرنگی‌های دنیوی، اغلب به جای قربت، موجب غفلت و بدبختی می‌شوند.
  • تنها «هنر» واقعی، شناختن و دیدن حقیقتِ وجودِ الهی در ظلمات این دنیاست.
  • این بصیرت و معرفت، بنده را به مقامی می‌رساند که خداوند از سر کرم، خواسته‌های او را برآورده می‌کند و گویی از او «شرم» می‌نماید.
  • پس از تمام کوشش‌های انسانی، عنایت و لطف الهی (همان «ریش جنبانی») برای گشودن گره‌ها و تبدیل مس اعمال به طلا، ضروری است.
  • مولانا با این بیت، نقد عمیقی بر خودبینی و اتکا به توانایی‌های فردی می‌کند و انسان را به پذیرش عجز و تکیه بر کرم الهی فرا می‌خواند.

Sources: d6-s66 · 00:35:09 d6-s66 · 00:40:01 d6-s66 · 00:42:00 d6-s66 · 00:47:00 d6-s66 · 00:51:37

به زبانِ تو — Kendi dilin · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.