Oku Defter 6 Şehzadelerin babalarına veda ettikten sonra babalarının ülkelerinde yola çıkmaları ve şahın vedalaşma anında vasiyetini tekrarlaması ilh. Beyit 3662

M6:3662 — رو نگردانیم از فرمان تو / کفر باشد غفلت از احسان تو

رو نگردانیم از فرمان توکفر باشد غفلت از احسان تو
✦ Bu beyti Türkçe dilinde oluştur

M6:3662

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — kaydedilmiş Mesnevi derslerinden

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ما از فرمان تو روی برنمی‌گردانیم، / زیرا غفلت از نیک‌خواهی تو خود کفر است. معنا: شاهزادگان در این بیت، اطاعت کامل خود را از نهی پدر اعلام می‌کنند و بیان می‌دارند که نادیده گرفتن دستور او که به گمان آن‌ها از سر خیرخواهی است، عملی بس نابخردانه و ناسپاسانه خواهد بود.

شرح

این بیت در سیاق حکایت سلطان و پسرانش در دفتر ششم مثنوی می‌آید، جایی که سلطان فرزندانش را از رفتن به یک دژ هوش‌ربا بازمی‌دارد. پسران در پاسخ با قاطعیت می‌گویند: «سمعنا و اطعنا»، ما صددرصد فرمان تو را می‌بریم. سخن اینها عیناً همین بیتی است که در دست ماست: «رو نگردانیم از فرمان تو / کفر باشد غفلت از احسان تو». این فرمان به ظاهر نهی است، اما مولانا از خلال آن پرده از حقیقت عمیق‌تری برمی‌دارد که من بارها به آن اشاره کرده‌ام.

من معتقدم که در اینجا، همچون داستان حضرت ابراهیم که خداوند به او فرمان داد فرزندش را قربانی کند، اما در واقع نمی‌خواست که آن امر عملی شود، سلطان نیز در باطن مایل نیست که فرزندانش از فرمان او اطاعت کنند. خواست خداوند از ابراهیم این بود که مقاومت کند، با خدا محاجه کند یا دست‌کم حکمت چنین فرمان غیراخلاقی را جویا شود. خداوند نمی‌خواست او تا انتها این فرمان را به انجام برساند، بلکه می‌خواست ارادهٔ باطنی ابراهیم را به نمایش بگذارد. او هر دو جنبه را تحسین کرد: هم عزم ابراهیم بر ذبح را، و هم البته اینکه نگذاشت اسماعیل ذبح شود. این درسی است برای آیندگان که گاه خداوند نمی‌خواهد به امر او عمل شود و گاه می‌خواهد که نهی او شکسته شود.

به همین سیاق، در این قصه نیز مولانا نشان می‌دهد که امر و نهی الهی، و در اینجا امر و نهی سلطانی که تمثیلی از امر الهی است، هم ظاهر کلامی دارد و هم یک واقعیت درونی. این سلطان دقیقاً می‌خواست که پسرانش عمل نکنند و به آن دژ هوش‌ربا بروند؛ وگرنه آن‌ها را نهی نمی‌کرد. این نهی، خود ترفندی است تا فرزندان را به سوی تجربه‌ای عمیق‌تر و خودشناسی بکشاند. این نه فقط یک فرمان ساده، بلکه صورتی است از خواست خداوند که در ضمیر آدمیان نقش می‌بندد و برای مصلحت بلندمدت آن‌هاست، هرچند به ظاهر با فرمان او مغایرت داشته باشد.

پسران در اینجا، به واسطهٔ درک سطحی و ظاهرگرای خود، این نهی را از جنس «احسان» پدر می‌دانند و بر این باورند که غفلت از آن، کفر و ناسپاسی است. آنها نمی‌دانند که پدر، با این نهی، در حقیقت دارد آن‌ها را به سوی آزمایشی بزرگتر فرا می‌خواند. این نکته، کلید فهم بسیاری از پیچیدگی‌های جهان‌بینی عرفانی است که بر تمایز میان ظاهر و باطن، و نیز بر حکمت پنهان در پاره‌ای از امور و نواهی تأکید دارد. خداوند هیچ‌گاه به عجز نمی‌آید اگر بنده‌ای به ظاهر فرمانش را نشکست؛ بلکه چه بسا این شکستن، بخشی از نقشهٔ بزرگتر و حکمت عمیق‌تر او باشد.

نکات کلیدی

  • فرمان‌ها و نواهی الهی، گاه باطنی متفاوت یا حتی متضاد با ظاهر خود دارند.
  • قصهٔ ابراهیم نمونه‌ای بارز از خواست الهی برای مقاومت یا تفکر در برابر فرمان ظاهری است.
  • سلطان در این داستان، با نهی خود، در حقیقت فرزندان را به سوی تجربه‌ای عمیق‌تر فرا می‌خواند.
  • اطاعت محض از ظاهر فرمان، می‌تواند غفلت از احسان و حکمت پنهان آن باشد.
  • این بیت بر تمایز میان درک سطحی و بصیرت عمیق از خواست اولیای حق تأکید می‌کند.

Sources: d6-s81 · 17:38:00 d6-s81 · 22:06:00 d6-s81 · 23:13:00

به زبانِ تو — Kendi dilin · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.