Oku Defter 6 Hırsızların koçunu çaldığı ve bununla yetinmeyip hileyle elbiselerini de çaldığı kişinin hikâyesi Beyit 476

M6:476 — او یکی دزدست فتنه‌سیرتی / چون خیال او را بهر دم صورتی

او یکی دزدست فتنه‌سیرتیچون خیال او را بهر دم صورتی
✦ Bu beyti Türkçe dilinde oluştur

M6:476

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — kaydedilmiş Mesnevi derslerinden

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: او دزدی است که سرشت او فتنه‌انگیز است، زیرا خیال و وسوسهٔ او هر لحظه به شکلی درمی‌آید. معنا: این بیت به دزدی درونی اشاره دارد که نهادی فتنه‌گر دارد و پیوسته در حال تغییر چهره و فریب است، به‌گونه‌ای که شناخت و غلبه بر آن بسیار دشوار می‌شود.

شرح

مولانا در این بیت به دزدی اشاره می‌کند که نه جسمانی است و نه تنها به مال می‌آید؛ بلکه موجودیتی است درونی، فتنه‌سیرت و حیله‌گر که پیوسته در حال تغییر چهره و صورت است. این دزد می‌تواند طمع باشد، می‌تواند غفلت باشد، و می‌تواند هر وسوسه‌ای باشد که انسان را از مسیر حق دور می‌کند. او در کمین نشسته تا «مرکب توبه» ما را بدزدد، یعنی ما را از توفیقِ توبه و بازگشت به خود و به خدا محروم کند.

من این را در سخنرانی‌هایم بارها گفته‌ام که این دزد، مکانیزم خاص خود را دارد: گناهان را چنان عظیم و حجیم می‌کند که آدمی جرئت اعتراف به آن‌ها را از دست می‌دهد. وقتی اعترافی نباشد، پشیمانی و توبه‌ای هم در کار نخواهد بود. به جای آن، توجیه‌تراشی و بهانه‌جویی آغاز می‌شود و فرد از حقیقت خطا و نقص خویش می‌گریزد. اینجاست که آن «فتنه‌سیرتی» دزد آشکار می‌شود؛ او آرامش دروغینی ایجاد می‌کند و ما را در غفلت نگه می‌دارد.

مولانا برای توضیح این دزد حیله‌گر، حکایت دزدی را نقل می‌کند که ابتدا قوچ مردی را می‌دزدد. وقتی صاحب قوچ به دنبال او می‌دود، دزد بر سر چاهی می‌نشیند و به صورت نالان و فغان‌کننده تظاهر می‌کند که کیسه زرش به چاه افتاده است. او با این «صورت» جدید و با وعدهٔ خمس زر، صاحب قوچ را فریب می‌دهد تا لباس‌هایش را از تن درآورد و به چاه برود، و بدین ترتیب لباس‌های او را نیز می‌دزدد. این تمثیل به خوبی نشان می‌دهد که چگونه طمع (طمع آن مرد برای گرفتن خمس زر) باعث شد که او نه تنها قوچ، بلکه لباس‌های خود را نیز از دست بدهد. دزد هر لحظه با صورتی تازه و خیالی فریبنده، انسان را به دام می‌اندازد.

اینکه مولانا می‌گوید: «کس نداند مکر او الا خدا»، تاکید بر عمق حیله‌گری و پنهان‌کاری این دزد است. شناخت مکر او از توانایی‌های بشری خارج است و تنها با مدد و عنایت الهی می‌توان از دام او رهایی یافت. از این روست که راهکار را در بیت بعد به روشنی بیان می‌کند: «در خدا بگریز و واره زان دغا». پناه بردن به حق، تنها راه نجات از این دزد فتنه‌سیرت و دغل‌باز است که در هر لحظه به صورتی تازه درآمده و ما را به سوی گمراهی می‌کشاند. این دقیقاً همان ندای «بی‌صورتی» است که بارها در مثنوی تکرار می‌شود؛ دزد هم در عین بی‌صورتی، مدام صورت‌های جدید به خود می‌گیرد تا ما را بفریبد.

نکات کلیدی

  • این «دزد» نمادی از وسوسه‌های درونی، غفلت، یا طمع است که سرمایه‌های معنوی، به‌ویژه توانایی توبه را می‌رباید.
  • ماهیت این دزد «فتنه‌سیرت» است، یعنی با حیله و مکر و تغییر چهرهٔ مداوم، انسان را به گمراهی می‌کشاند.
  • این دزد برای فریب از ضعف‌های انسانی مانند طمع بهره می‌برد، همان‌طور که در حکایت قوچ دزدی نشان داده شد.
  • هدف نهایی این دزد، بازداشتن انسان از اعتراف به گناه و در نتیجه، بستن راه توبه و بازگشت است.
  • به دلیل عمق حیله‌گری و تغییرات بی‌شمارش، شناخت مکر این دزد بدون یاری خداوند میسر نیست.
  • راه رهایی از این دزد فریبکار، پناه بردن و توکل به ذات حق است.

Sources: d6-s11 · 01:28:59 d6-s11 · 01:32:28 d6-s11 · 01:34:00

به زبانِ تو — Kendi dilin · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.