Oku Defter 6 Bekçinin, hırsızlar tacirlerin eşyalarını tamamen çaldıktan sonra susup sonra sesler çıkarıp bekçilik yapması hikâyesi Beyit 549

M6:549 — گفت آن دم کارد بنمودند و تیغ / که خمش ورنه کشیمت بی‌دریغ

گفت آن دم کارد بنمودند و تیغکه خمش ورنه کشیمت بی‌دریغ
✦ Bu beyti Türkçe dilinde oluştur

M6:549

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — kaydedilmiş Mesnevi derslerinden

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: او در آن لحظه گفت که کارد و شمشیر به ما نشان دادند / که خاموش باش وگرنه بی‌درنگ تو را می‌کشیم. معنا: این بیت از زبان پاسبانِ غافلِ کاروان بیان می‌شود که در توجیه بی‌عملی خود در برابر دزدان می‌گوید از ترس مرگ، ساکت مانده است.

شرح

این بیت، از آن داستانِ آموزندهٔ مولانا دربارهٔ پاسبانِ غافلِ کاروان سرچشمه می‌گیرد؛ داستانی که به روشنی نشان می‌دهد که عمل در لحظهٔ مناسب، چگونه با انفعالِ دیرهنگام و بی‌فایده تفاوت دارد. پاسبانی که برای حراست از اموال کاروان گماشته شده بود، به هنگام حملهٔ دزدان، خاموش ماند و هیچ نگفت. کاروان غارت شد و روز بعد، پاسبان شروع به هیاهو و چوبک‌زدن کرد. وقتی مورد شماتت قرار گرفت که چرا در وقتِ خطر فریاد نکردی، این بیت پاسخ اوست: «گفت آن دم کارد بنمودند و تیغ / که خمش ورنه کشیمت بی‌دریغ». او می‌گوید در آن لحظه، دزدان با تهدیدِ تیغ و کارد، مرا به سکوت واداشتند و گفتند اگر دم برآوری، بی‌درنگ تو را می‌کشیم. اکنون که خطر رفع شده، می‌توانم هرچه می‌خواهید فریاد کنم.

این عذر، در نظر مولانا، یک بهانهٔ واهی و بی‌اعتبار است. ارزش عمل به زمان آن است. فریادی که پس از غارت زده می‌شود، تنها نشانهٔ پشیمانیِ بی‌حاصل است، نه شجاعت یا تدبیر. مولانا بر این نکته تأکید دارد که «پیش از خرابی بصره» باید کاری کرد، یعنی پیش از آنکه کار از کار بگذرد و فاجعه رخ دهد. «علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد»؛ پیش از آنکه دانه بر تو «فخ» شود، یعنی دام بر تو گسترده شود، باید حرص را آواره کرد و از خدا فریادرس خواست.

بله، در ادامهٔ همین بحث، مولانا تلخیِ غفلتِ کامل را از «حنینِ بی‌نمک» (نالهٔ بی‌ثمرِ پس از واقعه) بیشتر می‌داند. یعنی حتی این آه و نالهٔ دیرهنگام هم، اگرچه بی‌نمک و بی‌اثر است، اما از بی‌خیالیِ محض و عدمِ توجه به خسارت وارده بهتر است. اما این به هیچ وجه توجیهی برای از دست دادنِ فرصتِ طلاییِ عمل در زمانِ خود نیست. آنچه در این بیت و داستانش برجسته است، فهمِ «کایروس» یا زمانِ مناسب برای کنش است. پاسبان، فرصتِ هشدار دادن را از دست داد و این جدای از ترسی که داشت، نشانهٔ غفلتی عمیق‌تر است: غفلت از مسئولیت و غفلت از اهمیتِ زمان. او توانست از تیغِ دزدان بگریزد، اما از تیغِ فرصتِ ازدست‌رفته جان به در نبرد.

نکات کلیدی

  • عملِ به موقع، برتر از هر توجیه یا پشیمانی دیرهنگام است.
  • ترس، توجیهی برای غفلت از مسئولیت در لحظهٔ خطر نیست.
  • فرصت‌ها (کایروس) اگر از دست بروند، ارزش هرگونه واکنش بعدی را از بین می‌برند.
  • فریادِ پس از غارت، تنها پژواکِ ندامتِ بی‌حاصل است.

Sources: d6-s12 · 02:05:04 d6-s12 · 00:35:25 d6-s12 · 02:45:48

به زبانِ تو — Kendi dilin · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.