Oku› Defter 6› O şairin Halep Şiîlerine taş atmak için bir nükte söylemesi› Beyit 797
M6:797 — روح سلطانی ز زندانی بجست / جامه چون دریم ، چون خاییم دست
M6:797
Anlam · به زبانِ تو — Kendi dilin · AI
روح بزرگ و شاهانهای (مانند امام حسین) از زندان جسم آزاد شده است؛ پس چرا باید برای این رهایی، جامهدران و پشیمان باشیم؟
این بیت در چارچوب حکایت شاعری است که شیوهی عزاداری شیعیان حلب برای امام حسین (ع) را نقد میکند. مولانا از زبان آن شاعر، مرگ شهدا را نه یک مصیبت، بلکه یک رهایی شکوهمند توصیف میکند. روح آنان را به «سلطانی» تشبیه میکند که از «زندان» تنگ و تاریک جسم و دنیای مادی گریخته و به اصل خود بازگشته است.
از این دیدگاه، عزاداری ظاهری و همراه با حسرت و پشیمانی (که با نمادهای «جامه دریدن» و «دست خاییدن» بیان شده) با حقیقت این واقعه در تضاد است. این رهایی، جشنی برای روح آزادشده است، نه ماتمی برای جسم ازدسترفته. مولانا در ابیات بعدی این نکته را باز میکند که برای کسانی چون امام حسین که «خسرو دین» بودند، شکستن بندهای دنیوی، زمان شادی است، نه اندوه. در واقع، نقد مولانا متوجه اصل سوگواری نیست، بلکه متوجه غفلتی است که اصل معنوی شهادت را فراموش کرده و تنها به ظاهر تراژیک آن چسبیده است. او مخاطب را دعوت میکند که به جای گریه بر آن روح آزادشده، بر حال خود و زندانی بودن روح خویش در غفلت بگرید.
- روح سلطانی
- روح شاهانه، روح بزرگ و آزاده (در اینجا اشاره به امام حسین و یارانش)
- بجست
- فرار کرد، رها شد، گریخت
- چون
- چرا، برای چه
- دریم
- پاره کنیم
- خاییم دست
- دست گزیدن، کنایه از حسرت و پشیمانی شدید
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.