Dîvân-ı Şems› Gazel 1203› Beyit 9 ← önceki · sonraki →
Dîvân-ı Şems · غزل شمارهٔ ۱۲۰۳
- غم تو بر سفرم زیر زیر میخندد که واقفست از این عشق زینهارآمیز
G1203:9
Kendi dilin
Dilinizde henüz bir çeviri yok — bütün gazel için tek seferde yapılır:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Bu beytin şerhi
Henüz yazılmadı — bu beytin gazeli içindeki yakın okuması:
Gazelin tamamı ↗
- 1 برو برو که نفورم ز عشق عارآمیز·برو برو گل سرخی ولیک خارآمیز
- 2 مقام داشت به جنت صفی حق آدم·جدا فتاد ز جنت که بود مارآمیز
- 3 میان چرخ و زمین بس هوای پرنورست·ولیک تیره شود چون شود غبارآمیز
- 4 چو دوست با عدو تو نشست از او بگریز·که احتراق دهد آب گرم نارآمیز
- 5 برون کشم ز خمیر تو خویش را چون موی·که ذوق خمر تو را دیدهام خمارآمیز
- 6 ولیک موی کشان آردم بر تو غمت·که اژدهاست غمت با دم شرارآمیز
- 7 هزار بار گریزم چو تیر و بازآیم·بدان کمان و بدان غمزه شکارآمیز
- 8 به گردنامه سحرم به خانه بازآرد·خیال یار به اکراه اختیارآمیز
- 9 غم تو بر سفرم زیر زیر میخندد·که واقفست از این عشق زینهارآمیز
- 10 به پیش سلطنت توبهام چو مسخره ایست·که عشق را نبود صبر اعتبارآمیز
- 11 سخن مگوی چو گویی ز صبر و توبه مگوی·حدیث توبه مجنون بود فشارآمیز
ganjoor: sh1203 · public domain