Dîvân-ı Şems› Gazel 1285› Beyit 5 ← önceki · sonraki →
Dîvân-ı Şems · غزل شمارهٔ ۱۲۸۵
- ترش چگونه نخندد به زیر لب چو شنید که جوی شیر و شکر شد روان به سوی ترش
G1285:5
Kendi dilin
Dilinizde henüz bir çeviri yok — bütün gazel için tek seferde yapılır:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Bu beytin şerhi
Henüz yazılmadı — bu beytin gazeli içindeki yakın okuması:
Gazelin tamamı ↗
- 1 شکست نرخ شکر را بتم به روی ترش·چه بادههاست بتم را در آن کدوی ترش
- 2 به قاصد او ترشست و به جان شیرینش·که نیست در همه اجزاش تای موی ترش
- 3 هزار خمره سرکه عسل شدست از او·که هست دلبر شیرین دوای خوی ترش
- 4 زهای و هوی ترشهای ماش خنده گرفت·حلاوت عجبی یافتهای و هوی ترش
- 5 ترش چگونه نخندد به زیر لب چو شنید·که جوی شیر و شکر شد روان به سوی ترش
- 6 ربود سیل ویم دوش و خلق نعره زنان·میان جوی عسل چیست آن سبوی ترش
- 7 پریر یار مرا جست کان ترش رو کو·خمار نیست چرا بودش آرزوی ترش
- 8 شتاب و تیز همیرفت کو به کو پی من·چرا کند شکرقند جست و جوی ترش
- 9 گرفته طبله حلوا و بنده را جویان·که تا ز جایزه شیرین کند گلوی ترش
- 10 عجب نباشد اگر قصد او فنای منست·همیشه شیرین باشد یقین عدوی ترش
- 11 غلط مکن ترشی نی برای دفع توست·ز رشک چون تو شکاریست رنگ و بوی ترش
- 12 ز رشک جاه امیرست روترش دربان·ز رشک روی عروس است روی شوی ترش
- 13 هزار خانه چو زنبور پرعسل داری·به جان تو که گذر کن ز گفت و گوی ترش
ganjoor: sh1285 · public domain