Dîvân-ı Şems› Gazel 153› Beyit 7 ← önceki · sonraki →
Dîvân-ı Şems · غزل شمارهٔ ۱۵۳
- چون بر آن آمد که مر جسمانیان را رو دهد جان صدیقان گریبان را درید از شنعها
G153:7
Kendi dilin
Dilinizde henüz bir çeviri yok — bütün gazel için tek seferde yapılır:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Bu beytin şerhi
Henüz yazılmadı — bu beytin gazeli içindeki yakın okuması:
Gazelin tamamı ↗
- 1 شمع دیدم گرد او پروانهها چون جمعها·شمع کی دیدم که گردد گرد نورش شمعها
- 2 شمع را چون برفروزی اشک ریزد بر رخان·او چو بفروزد رخ عاشق بریزد دمعها
- 3 چون شکر گفتار آغازد ببینی ذرهها·از برای استماعش واگشاده سمعها
- 4 ناامیدانی که از ایامها بفسردهاند·گرمی جانش برانگیزد ز جانشان طمعها
- 5 گر نه لطف او بدی بودی ز جانهای غیور·مر مرا از ذکر نام شکرینش منعها
- 6 شمس دین صدر خداوند خداوندان به حق·کز جمال جان او بازیب و فر شد صنعها
- 7 چون بر آن آمد که مر جسمانیان را رو دهد·جان صدیقان گریبان را درید از شنعها
- 8 تخم امیدی که کشتم از پی آن آفتاب·یک نظر بادا از او بر ما برای ینعها
- 9 سایه جسم لطیفش جان ما را جانهاست·یا رب آن سایه به ما واده برای طبعها
ganjoor: sh153 · public domain