Dîvân-ı Şems› Gazel 1901› Beyit 3 ← önceki · sonraki →
Dîvân-ı Şems · غزل شمارهٔ ۱۹۰۱
- مروت را مگر سیلاب بردهست که پیدا نیست گرد او به میدان
G1901:3
Kendi dilin
Dilinizde henüz bir çeviri yok — bütün gazel için tek seferde yapılır:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Bu beytin şerhi
Henüz yazılmadı — bu beytin gazeli içindeki yakın okuması:
Gazelin tamamı ↗
- 1 ز زخم دف کفم بدرید ای جان·چه بستی کیسه را دستی بجنبان
- 2 گشادی کن بجنب آخر نه سنگی·نه سنگی هم گشاید آب حیوان
- 3 مروت را مگر سیلاب بردهست·که پیدا نیست گرد او به میدان
- 4 درافکن کهنهای گر زر نداری·تو را جز ریش کهنه نیست درمان
- 5 چو دستت بسته و ریشت گشادهست·بجنبان ریش را ای ریش جنبان
- 6 گلو بگرفت و آوازم ز نعره·مگر بسته است راه گوش اخوان
- 7 اگر راه است آبی را در این ناو·چرا چرخی و سنگی نیست گردان
- 8 وگر این سنگ گردان است کو آرد·زهی مهمانی بیآب و بینان
- 9 به طیبت گفتم این نکته مرنجید·مدارید از مزح خاطر پریشان
- 10 گلو مخراش و زیر لب بخوانش·دهانت پر کند از در و مرجان
- 11 مسلم دان خدا را خوان نهادن·خمش کن این کرم را نیست پایان
ganjoor: sh1901 · public domain