Dîvân-ı Şems› Gazel 1917› Beyit 7 ← önceki · sonraki →
Dîvân-ı Şems · غزل شمارهٔ ۱۹۱۷
- بسی گشتی در این گرداب گردان به سوی جوی رحمت رو بگردان
G1917:7
Kendi dilin
Dilinizde henüz bir çeviri yok — bütün gazel için tek seferde yapılır:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Bu beytin şerhi
Henüz yazılmadı — bu beytin gazeli içindeki yakın okuması:
Gazelin tamamı ↗
- 1 چو بربندند ناگاهت زنخدان·همه کار جهان آن جا زنخ دان
- 2 چو می برند شاخی را ز دو نیم·بلرزد شاخ دیگر را دل از بیم
- 3 که گفتت گرد چرخ چنبری گرد·که قد همچو سروت چنبری کرد
- 4 نمیبینم تو را آن مردی و زور·که بر گردون روی نارفته در گور
- 5 تو تا بنشستهای در دار فانی·نشسته می روی و می نبینی
- 6 نشسته می روی این نیز نیکو است·اگر رویت در این رفتن سوی او است
- 7 بسی گشتی در این گرداب گردان·به سوی جوی رحمت رو بگردان
- 8 بزن پایی بر این پابند عالم·که تا دست از تبرک بر تو مالم
- 9 تو را زلفی است به از مشک و عنبر·تو ده کل را کلاهی ای برادر
- 10 کله کم جو چو داری جعد فاخر·کله بر آسمان انداز آخر
- 11 چرا دنیا به نکته مستحیله·فریبد چو تو زیرک را به حیله
- 12 به سردی نکته گوید سرد سیلی·نداری پای آن خر را شکالی
- 13 اگر دوران دلیل آرد در آن قال·تخلف دیدهای در روی او مال
- 14 تو را عمری کشید این غول در تیه·بکن با غول خود بحثی به توجیه
- 15 چرا الزام اویی چیست سکته·جوابش گو که مقلوب است نکته
ganjoor: sh1917 · public domain