Dîvân-ı Şems Gazel 2009 ← önceki · sonraki →

Dîvân-ı Şems · G2009 · 12 beyit

غزل شمارهٔ ۲۰۰۹

Her beytin kendi sayfası vardır: çevirisi, şerhi, zor kelimeleri.

  1. G2009:1 نک بهاران شد صلا ای لولیانبانگ نای و سبزه و آب روان
  2. G2009:2 لولیان از شهر تن بیرون شویدلولیان را کی پذیرد خان و مان
  3. G2009:3 دیگران بردند حسرت زین جهانحسرتی بنهیم در جان جهان
  4. G2009:4 با جهان بی‌وفا ما آن کنیمهرچ او کرده‌ست با آن دیگران
  5. G2009:5 تا حریف خود ببیند او یکیامتحان او بیابد امتحان
  6. G2009:6 نی غلط گفتم جهان چون عاشق استاو به جان جوید جفای نیکوان
  7. G2009:7 جان عاشق زنده از جور و جفاستای مسلمان جان که را دارد زیان
  8. G2009:8 راه صحرا را فروبست این سخنکس نجوید راه صحرا را دهان
  9. G2009:9 تو بگو دارد دهان تنگ یاربا لب بسته گشاد بی‌کران
  10. G2009:10 هر که بر وی آن لبان صحرا نشداو نه صحرا داند و نی آشیان
  11. G2009:11 هر که بر وی زان قمر نوری نتافتاو چه بیند از زمین و آسمان
  12. G2009:12 هر کسی را کاین غزل صحرا شودعیش بیند زان سوی کون و مکان

ganjoor: sh2009 · public domain