Dîvân-ı Şems› Gazel 2067› Beyit 5 ← önceki · sonraki →
Dîvân-ı Şems · غزل شمارهٔ ۲۰۶۷
- خواست که پر واکُند، روی به صحرا کند باز مرا میفریفت از سخن پرفسون
G2067:5
Kendi dilin
Dilinizde henüz bir çeviri yok — bütün gazel için tek seferde yapılır:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Bu beytin şerhi
Henüz yazılmadı — bu beytin gazeli içindeki yakın okuması:
Gazelin tamamı ↗
- 1 ای هوس عشق تو کرده جهان را زبون·خیرهٔ عشقت چو من، این فلکِ سرنگون
- 2 میدر و میدوز تو، میبر و میسوز تو·خون کن و میشوی تو، خون دلم را به خون
- 3 چونک ز تو خاستهست، هر کژ تو راست است·لیک بتا راست گو، نیست مقام جنون؟
- 4 دوش خیال نگار، بعدِ بسی انتظار·آمد و من در خمار، یا رب چون بود چون
- 5 خواست که پر واکُند، روی به صحرا کند·باز مرا میفریفت از سخن پرفسون
- 6 گفتم: "والله که نی، هیچ مساز این بنا·گر عجمی "رفت، نیست" ور عربی "لایکون"
- 7 در دل شب آمدی، نیک عجب آمدی·چون برِ ما آمدی نیست رهایی کنون
ganjoor: sh2067 · public domain