Dîvân-ı Şems› Gazel 2496› Beyit 6 ← önceki · sonraki →
Dîvân-ı Şems · غزل شمارهٔ ۲۴۹۶
- هر چه که میدهی بده بیخبر آن کسی که او بر تو گمان برد که تو بهر گزند میدهی
G2496:6
Kendi dilin
Dilinizde henüz bir çeviri yok — bütün gazel için tek seferde yapılır:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Bu beytin şerhi
Henüz yazılmadı — bu beytin gazeli içindeki yakın okuması:
Gazelin tamamı ↗
- 1 خواجه ترش مرا بگو سرکه به چند میدهی·هست شکرلبی اگر سرکه به قند میدهی
- 2 گر تو نمیخری مخر می به هوس همیخرم·عاشق و بیخودم مرا هرزه چه پند میدهی
- 3 پیشتر آ تو ای پری از ترشی توی بری·تاج و کمر عطا کنی بخت بلند میدهی
- 4 جان به هزار ولوله بهر تو گشت حامله·کآتش عشق خویش را تو به سپند میدهی
- 5 چون فرهاد میکشی جان مرا به که کنی·ور نه به دست جان من از چه کلند میدهی
- 6 هر چه که میدهی بده بیخبر آن کسی که او·بر تو گمان برد که تو بهر گزند میدهی
- 7 برگ گلی همیبری باغ به پیش میکشی·لاشه خری همیبری بیست سمند میدهی
- 8 شاکر خدمتی ولی گاه ز لاابالیی·نی به گنه همیزنی نی به پسند میدهی
- 9 چون سر زید بشکند چاره عمرو میکنی·چون به دمشق قحط شد آب به جند میدهی
- 10 چند بگفتمت مگو لیک تو را گناه چیست·ای تو چو آسیا به تو آنچ دهند میدهی
ganjoor: sh2496 · public domain