Dîvân-ı Şems Gazel 2595 Beyit 4 ← önceki · sonraki →

Dîvân-ı Şems · غزل شمارهٔ ۲۵۹۵

  1. بر صورت ما واقف پریان و ز جان غافل در مکر خدا مانده آن قوم ز اغیاری

G2595:4

Kendi dilin

Dilinizde henüz bir çeviri yok — bütün gazel için tek seferde yapılır:

Bu beytin şerhi

Henüz yazılmadı — bu beytin gazeli içindeki yakın okuması:

Gazelin tamamı ↗

  1. 1 امشب پریان را من تا روز به دلداری·در خوردن و شب گردی خواهم که کنم یاری
  2. 2 من شیوه پریان را آموخته‌ام شب‌ها·وقت حشرانگیزی در چالش و میخواری
  3. 3 جنی پنهان باشد در ستر و امان باشد·پوشیده‌تر از پریان ماییم به ستاری
  4. 4 بر صورت ما واقف پریان و ز جان غافل·در مکر خدا مانده آن قوم ز اغیاری
  5. 5 خود را تو نمی‌دانی جویای پری ز آنی·مفروش چنین ارزان خود را به سبکباری
  6. 6 و آن جنی ما بهتر زیبارخ و خوش گوهر·از دیو و پری برده صد گوی به عیاری
  7. 7 شب از مه او حیران مه عاشق آن سیران·نی بی‌مزه و رنگین پالوده بازاری
  8. 8 از سیخ کباب او وز جام شراب او·وز چنگ و رباب او وز شیوه خماری
  9. 9 دیوانه شده شب‌ها آلوده شده لب‌ها·در جمله مذهب‌ها او راست سزاواری
  10. 10 خواب از شب او مرده شلوار گرو کرده·کس نیست در این پرده تو پشت کی می‌خاری
  11. 11 بردی ز حد ای مکثر بربند دهان آخر·نی عاشق عشقی تو تو عاشق گفتاری

ganjoor: sh2595 · public domain