Dîvân-ı Şems› Gazel 2601› Beyit 6 ← önceki · sonraki →
Dîvân-ı Şems · غزل شمارهٔ ۲۶۰۱
- بگذشتم بر دیری پیش آمد قسیسی میزد به در وحدت از عشق تو ناقوری
G2601:6
Kendi dilin
Dilinizde henüz bir çeviri yok — bütün gazel için tek seferde yapılır:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Bu beytin şerhi
Henüz yazılmadı — bu beytin gazeli içindeki yakın okuması:
Gazelin tamamı ↗
- 1 ای بر سر هر سنگی از لعل لبت نوری·وز شورش زلف تو در هر طرفی سوری
- 2 در حسن بهشت تو در زیر درختانت·هر سوی یکی ساقی هر سوی یکی حوری
- 3 از عشق شراب تو هر سوی یکی جانی·محبوس یکی خنبی چون شیره انگوری
- 4 هر صبح ز عشق تو این عقل شود شیدا·بر بام دماغ آید بنوازد طنبوری
- 5 ای شادی آن شهری کش عشق بود سلطان·هر کوی بود بزمی هر خانه بود سوری
- 6 بگذشتم بر دیری پیش آمد قسیسی·میزد به در وحدت از عشق تو ناقوری
- 7 ادریس شد از درسش هر جا که بد ابلیسی·در صحبت آن کافر شب گشته چون کافوری
- 8 گفتم ز که داری این؟ گفتا ز یکی شاهی·هم عاشق و معشوقی هم ناصر و منصوری
- 9 یک شاه شکرریزی شمس الحق تبریزی·جان پرور هر خویشی شور و شر هر دوری
ganjoor: sh2601 · public domain