Dîvân-ı Şems› Gazel 2853› Beyit 6 ← önceki · sonraki →
Dîvân-ı Şems · غزل شمارهٔ ۲۸۵۳
- ز تو خاکها منقش دل خاکیان مشوش ز تو ناخوشی شده خوش که خوشی و خوش فزایی
G2853:6
Kendi dilin
Dilinizde henüz bir çeviri yok — bütün gazel için tek seferde yapılır:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Bu beytin şerhi
Henüz yazılmadı — bu beytin gazeli içindeki yakın okuması:
Gazelin tamamı ↗
- 1 تو ز عشق خود نپرسی که چه خوب و دلربایی·دو جهان به هم برآید چو جمال خود نمایی
- 2 تو شراب و ما سبویی تو چو آب و ما چو جویی·نه مکان تو را نه سویی و همه به سوی مایی
- 3 به تو دل چگونه پوید نظرم چگونه جوید·که سخن چگونه پرسد ز دهان که تو کجایی
- 4 تو به گوش دل چه گفتی که به خندهاش شکفتی·به دهان نی چه دادی که گرفت قندخایی
- 5 تو به می چه جوش دادی به عسل چه نوش دادی·به خرد چه هوش دادی که کند بلندرایی
- 6 ز تو خاکها منقش دل خاکیان مشوش·ز تو ناخوشی شده خوش که خوشی و خوش فزایی
- 7 طرب از تو باطرب شد عجب از تو بوالعجب شد·کرم از تو نوش لب شد که کریم و پرعطایی
- 8 دل خسته را تو جویی ز حوادثش تو شویی·سخنی به درد گویی که همو کند دوایی
- 9 ز تو است ابر گریان ز تو است برق خندان·ز تو خود هزار چندان که تو معدن وفایی
ganjoor: sh2853 · public domain