Dîvân-ı Şems› Gazel 2935› Beyit 10 ← önceki · sonraki →
Dîvân-ı Şems · غزل شمارهٔ ۲۹۳۵
- از صد هزار تربه بشناخت جان مجنون چون بوی گور لیلی برداشت در منادی
G2935:10
Kendi dilin
Dilinizde henüz bir çeviri yok — bütün gazel için tek seferde yapılır:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Bu beytin şerhi
Henüz yazılmadı — bu beytin gazeli içindeki yakın okuması:
Gazelin tamamı ↗
- 1 گرچه به زیر دلقی شاهی و کیقبادی·ورچه ز چشم دوری در جان و سینه یادی
- 2 گرچه به نقش پستی بر آسمان شدستی·قندیل آسمانی نه چرخ را عمادی
- 3 بستی تو هست ما را بر نیستی مطلق·بستی مراد ما را بر شرط بیمرادی
- 4 تا هیچ سست پایی در کوی تو نیاید·پیش تو شیر آید شیری و شیرزادی
- 5 سر را نهد به بیرون بیسر بر تو آید·تا بشنود ز گردون بیگوش یا عبادی
- 6 یک ماهه راه را تو بگذر برو به روزی·زیرا که چون سلیمان بر بارگیر بادی
- 7 دینار و زر چه باشد انبار جان بیاور·جان ده درم رها کن گر عاشق جوادی
- 8 حاجت نیاید ای جان در راه تو قلاوز·چون نور و ماهتاب است این مهتدی و هادی
- 9 مه نور و تاب خود را از جا به جا کشاند·چون اشتر عرب را از جا به جای حادی
- 10 از صد هزار تربه بشناخت جان مجنون·چون بوی گور لیلی برداشت در منادی
- 11 چون مه پی فزایش غمگین مشو ز کاهش·زیرا ز بعد کاهش چون مه در ازدیادی
- 12 هر لحظه دسته دسته ریحان به پیشت آید·رسته ز دست رنجت وز خوب اعتقادی
- 13 تشنیع بر سلیمان آری که گم شدم من·گم شو چو هدهد ار تو دربند افتقادی
- 14 یا صاحبی هذا دیباجه الرشاد·الصبح قد تجلی حولوا عن الرقاد
- 15 الشمس قد تلالا من غیر احتجاب·و النصر قد توالی من غیر اجتهاد
- 16 الروح فی المطار و الکأس فی الدوار·و الهم فی الفرار و السکر فی امتداد
ganjoor: sh2935 · public domain