Dîvân-ı Şems› Gazel 3095› Beyit 6 ← önceki · sonraki →
Dîvân-ı Şems · غزل شمارهٔ ۳۰۹۵
- مجردان همه شب نقل و باده مینوشند در این خوشی که در افواه سابق الدینی
G3095:6
Kendi dilin
Dilinizde henüz bir çeviri yok — bütün gazel için tek seferde yapılır:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Bu beytin şerhi
Henüz yazılmadı — bu beytin gazeli içindeki yakın okuması:
Gazelin tamamı ↗
- 1 از این درخت بدان شاخ و بر نمیبینی·سه شاخ داری کور و کری و گرگینی
- 2 میان آب دری و ز آب میپرسی·میان گنج زری مس قلب میچینی
- 3 خدات گوید تدبیر چشم روشن کن·تو چشم را بگذاری و میکنی بینی
- 4 اگرچه تیره شبی رو به صبح صادق آر·مگو که صبحم صبحی ولی دروغینی
- 5 رسید نعره عشرت ز ناصر منصور·غدوت اشربها و الخمار یسقینی
- 6 مجردان همه شب نقل و باده مینوشند·در این خوشی که در افواه سابق الدینی
- 7 مثال دنب ز پس ماندهای ز سرمستان·تو مست بستر گرمی حریف بالینی
- 8 چو غافلی ز ثواب و مقام مسکینان·مراقب ذهبی دشمن مساکینی
- 9 گلست قوت تو همچون زنان آبستن·تو را از آن چه که در روضه و بساتینی
- 10 دی و بهار همه سال مار خاک خورد·اگر انار زند خنده تین کند تینی
- 11 اگرچه نقش لطیفی نه سر به سر نقشی·وگرچه زاده طینی نه سر به سر طینی
- 12 هلا خموش که دیوان دف تو تر کردند·کانیس دفتری و طالب دواوینی
ganjoor: sh3095 · public domain