Dîvân-ı Şems› Gazel 46› Beyit 4 ← önceki · sonraki →
Dîvân-ı Şems · غزل شمارهٔ ۴۶
- بین که چه داد میکند بین چه گشاد میکند یوسف یاد میکند عاشق کف بریده را
G46:4
Kendi dilin
Dilinizde henüz bir çeviri yok — bütün gazel için tek seferde yapılır:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Bu beytin şerhi
Henüz yazılmadı — bu beytin gazeli içindeki yakın okuması:
Gazelin tamamı ↗
- 1 دی بنواخت یار من بنده غم رسیده را·داد ز خویش چاشنی جان ستم چشیده را
- 2 هوش فزود هوش را حلقه نمود گوش را·جوش نمود نوش را نور فزود دیده را
- 3 گفت که ای نزار من خسته و ترسگار من·من نفروشم از کرم بنده خودخریده را
- 4 بین که چه داد میکند بین چه گشاد میکند·یوسف یاد میکند عاشق کف بریده را
- 5 داشت مرا چو جان خود رفت ز من گمان بد·بر کتفم نهاد او خلعت نورسیده را
- 6 عاجز و بیکسم مبین اشک چو اطلسم مبین·در تن من کشیده بین اطلس زرکشیده را
- 7 هر که بود در این طلب بس عجبست و بوالعجب·صد طربست در طرب جان ز خود رهیده را
- 8 چاشنی جنون او خوشتر یا فسون او·چونک نهفته لب گزد خسته غم گزیده را
- 9 وعده دهد به یار خود گل دهد از کنار خود·پر کند از خمار خود دیده خون چکیده را
- 10 کحل نظر در او نهد دست کرم بر او زند·سینه بسوزد از حسد این فلک خمیده را
- 11 جام می الست خود خویش دهد به مست خود·طبل زند به دست خود باز دل پریده را
- 12 بهر خدای را خمش خوی سکوت را مکش·چون که عصیده میرسد کوته کن قصیده را
- 13 مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن·در مگشا و کم نما گلشن نورسیده را
ganjoor: sh46 · public domain