Dîvân-ı Şems Gazel 509 Beyit 7 ← önceki · sonraki →

Dîvân-ı Şems · غزل شمارهٔ ۵۰۹

  1. عشق فروشید به عیبی مرا سوخت دلش بازخریدن گرفت

G509:7

Kendi dilin

Dilinizde henüz bir çeviri yok — bütün gazel için tek seferde yapılır:

Bu beytin şerhi

Henüz yazılmadı — bu beytin gazeli içindeki yakın okuması:

Gazelin tamamı ↗

  1. 1 مرغ دلم باز پریدن گرفت·طوطی جان قند چریدن گرفت
  2. 2 اشتر دیوانه سرمست من·سلسله عقل دریدن گرفت
  3. 3 جرعه آن باده بی‌زینهار·بر سر و بر دیده دویدن گرفت
  4. 4 شیر نظر با سگ اصحاب کهف·خون مرا باز خوریدن گرفت
  5. 5 باز در این جوی روان گشت آب·بر لب جو سبزه دمیدن گرفت
  6. 6 باد صبا باز وزان شد به باغ·بر گل و گلزار وزیدن گرفت
  7. 7 عشق فروشید به عیبی مرا·سوخت دلش بازخریدن گرفت
  8. 8 راند مرا رحمتش آمد بخواند·جانب ما خوش نگریدن گرفت
  9. 9 دشمن من دید که با دوستم·او ز حسد دست گزیدن گرفت
  10. 10 دل برهید از دغل روزگار·در بغل عشق خزیدن گرفت
  11. 11 ابروی غماز اشارت کنان·جانب آن چشم خمیدن گرفت
  12. 12 عشق چو دل را به سوی خویش خواند·دل ز همه خلق رمیدن گرفت
  13. 13 خلق عصااند عصا را فکند·قبضه هر کور که دیدن گرفت
  14. 14 خلق چو شیرند رها کرد شیر·طفل که او لوت کشیدن گرفت
  15. 15 روح چو بازیست که پران شود·کز سوی شه طبل شنیدن گرفت
  16. 16 بس کن زیرا که حجاب سخن·پرده به گرد تو تنیدن گرفت

ganjoor: sh509 · public domain