Dîvân-ı Şems› Gazel 573› Beyit 6 ← önceki · sonraki →
Dîvân-ı Şems · غزل شمارهٔ ۵۷۳
- که را ماند دل آن لحظه که آن جان شرح دل گوید؟ که را ماند خبر از خود در آن دم کو خبر گوید؟
G573:6
Kendi dilin
Dilinizde henüz bir çeviri yok — bütün gazel için tek seferde yapılır:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Bu beytin şerhi
Henüz yazılmadı — bu beytin gazeli içindeki yakın okuması:
Gazelin tamamı ↗
- 1 برآمد بر شجر طوطی که تا خطبهیْ شکر گوید·به بلبل کرد اشارت گل که تا اشعار برگوید
- 2 به سرو سبز وحی آمد که تا جانش بُوَد در تن·میان بندد به خدمت، روز و شبها این سَمَر گوید
- 3 همه تسبیح گویانند اگر ماهست اگر ماهی·ولیکن عقل استادست، او مشروحتر گوید
- 4 درآید سنگ در گریه درآید چرخ در کُدْیه·ز عرش آید دو صد هدیه چو او درسِ نظر گوید
- 5 هزاران سیمبر بینی گشاییده بر و سینه·چو آن عنبرفشان قصهیْ نسیم آن سحر گوید
- 6 که را ماند دل آن لحظه که آن جان شرح دل گوید؟·که را ماند خبر از خود در آن دم کو خبر گوید؟
- 7 حدیث عشق، جان گوید؛ حدیث رهروان گوید·حدیث سُکر، سر گوید؛ حدیث خون، جگر گوید
ganjoor: sh573 · public domain