Dîvân-ı Şems› Gazel 788› Beyit 5 ← önceki · sonraki →
Dîvân-ı Şems · غزل شمارهٔ ۷۸۸
- با بد و نیک بد و نیک مرا کاری نیست دل تشنه لب من در شب هجران چه کند
G788:5
Kendi dilin
Dilinizde henüz bir çeviri yok — bütün gazel için tek seferde yapılır:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Bu beytin şerhi
Henüz yazılmadı — bu beytin gazeli içindeki yakın okuması:
Gazelin tamamı ↗
- 1 آه کان طوطی دل بیشکرستان چه کند·آه کان بلبل جان بیگل و بستان چه کند
- 2 آنک از نقد وصال تو به یک جو نرسید·چو گه عرض بود بر سر میزان چه کند
- 3 آنک بحر تو چو خاشاک به یک سوش افکند·چو بجویند از او گوهر ایمان چه کند
- 4 نقش گرمابه ز گرمابه چه لذت یابد·در تماشاگه جان صورت بیجان چه کند
- 5 با بد و نیک بد و نیک مرا کاری نیست·دل تشنه لب من در شب هجران چه کند
- 6 دست و پا و پر و بال دل من منتظرند·تا که عشقش چه کند عشق جز احسان چه کند
- 7 آنک او دست ندارد چه برد روز نثار·و آنک او پای ندارد گه خیزان چه کند
- 8 آنک بر پرده عشاق دلش زنگله نیست·پرده زیر و عراقی و سپاهان چه کند
- 9 آنک از باده جان گوش و سرش گرم نشد·سرد و افسرده میان صف مستان چه کند
- 10 آنک چون شیر نجست از صفت گرگی خویش·چشم آهوفکن یوسف کنعان چه کند
- 11 گرچه فرعون به در ریش مرصع دارد·او حدیث چو در موسی عمران چه کند
- 12 آنک او لقمه حرص است به طمع خامی·او دم عیسی و یا حکمت لقمان چه کند
- 13 بس کن و جمع شو و بیش پراکنده مگو·بی دل جمع دو سه حرف پریشان چه کند
- 14 شمس تبریز توی صبح شکرریز توی·عاشق روز به شب قبله پنهان چه کند
ganjoor: sh788 · public domain