Oku› Defter 1› Bölüm 163 ← önceki · sonraki →
بخش ۱۶۳ - آتش افتادن در شهر به ایام عمر رضی الله عنه
Hz. Ömer (r.a.) döneminde şehirde çıkan yangın
- M1:3716 آتشی افتاد در عهد عمرهمچو چوب خشک میخورد او حجر
- M1:3717 در فتاد اندر بنا و خانههاتا زد اندر پر مرغ و لانهها
- M1:3718 نیم شهر از شعلهها آتش گرفتآب میترسید از آن و میشکفت
- M1:3719 مشکهای آب و سرکه میزدندبر سر آتش کسان هوشمند
- M1:3720 آتش از استیزه افزون میشدیمیرسید او را مدد از بی حدی
- M1:3721 خلق آمد جانب عمر شتابکآتش ما مینمیرد هیچ از آب
- M1:3722 گفت آن آتش ز آیات خداستشعلهای از آتش بخل شماست
- M1:3723 آب و سرکه چیست نان قسمت کنیدبخل بگذارید اگر آل منید
- M1:3724 خلق گفتندش که در بگشودهایمما سخی و اهل فتوت بودهایم
- M1:3725 گفت نان در رسم و عادت دادهایددست از بهر خدا نگشادهاید
- M1:3726 بهر فخر و بهر بوش و بهر نازنه از برای ترس و تقوی و نیاز
- M1:3727 مال تخمست و به هر شوره منهتیغ را در دست هر رهزن مده
- M1:3728 اهل دین را باز دان از اهل کینهمنشین حق بجو با او نشین
- M1:3729 هر کسی بر قوم خود ایثار کردکاغَه پندارد که او خود کار کرد