Oku› Defter 3› Bölüm 103 ← önceki · sonraki →
بخش ۱۰۳ - انکار کردن آن جماعت بر دعا و شفاعت دقوقی و پریدن ایشان و ناپیدا شدن در پردهٔ غیب و حیران شدن دقوقی کی در هوا رفتند یا در زمین
O cemaatin Dukuki'nin duasına ve şefaatine itiraz etmesi ve onların uçarak gayb perdesinde kaybolması ve Dukuki'nin havaya mı gittiler yoksa yere mi diye şaşırması
- M3:2281 چون رهید آن کشتی و آمد بهکامشد نماز آن جماعت هم تمام
- M3:2282 فُجفُجی افتادشان با همدگرکین فضولی کیست از ما ای پدر
- M3:2283 هر یکی با آن دگر گفتند سِراز پس پشت دقوقی مُستَتِر
- M3:2284 گفت هر یک من نکردستم کنوناین دعا نه از برون نه از درون
- M3:2285 گفت مانا این امام ما ز دردبوالفضولانه مناجاتی بکرد
- M3:2286 گفت آن دیگر که ای یارِ یقینمر مرا هم مینماید این چنین
- M3:2287 او فضولی بوده است از انقباضکرد بر مختار مطلق اعتراض
- M3:2288 چون نگه کردم سپس تا بنگرمکه چه میگویند آن اهل کرم
- M3:2289 یک ازیشان را ندیدم در مقامرفته بودند از مقام خود تمام
- M3:2290 نه به چپ نه راست نه بالا نه زیرچشم تیز من نشد بر قوم چیر
- M3:2291 دُرها بودند گویی آب گشتنه نشان پا و نه گردی بهدشت
- M3:2292 در قِباب حق شدند آن دم همهدر کدامین روضه رفتند آن رمه
- M3:2293 در تحیر ماندم کین قوم راچون بپوشانید حق بر چشم ما
- M3:2294 آنچنان پنهان شدند از چشم اومثل غوطهٔ ماهیان در آب جو
- M3:2295 سالها درحسرت ایشان بماندعمرها در شوق ایشان اشک راند
- M3:2296 تو بگویی مَرد حق اندر نظرکی در آرد با خدا ذکر بشر
- M3:2297 خر ازین میخسپد اینجا ای فلانکه بشر دیدی تو ایشان را نه جان
- M3:2298 کار ازین ویران شدست ای مرد خامکه بشر دیدی مر ایشان را چو عام
- M3:2299 تو همان دیدی که ابلیس لعینگفت من از آتشم آدم ز طین
- M3:2300 چشم ابلیسانه را یک دم ببندچند بینی صورت آخر چند چند
- M3:2301 ای دقوقی با دو چشم همچو جوهین مبُر اومید ایشان را بجو
- M3:2302 هین بجو که رکنِ دولت جستن استهر گشادی در دل اندر بستن است
- M3:2303 از همه کار جهان پرداختهکو و کو میگو بهجان چون فاخته
- M3:2304 نیک بنگر اندرین ای مُحتَجِبکه دعا را بست حق در اَستَجِب
- M3:2305 هر که را دل پاک شد از اعتلالآن دعااش میرود تا ذوالجلال