Oku› Defter 3› Bölüm 138 ← önceki · sonraki →
بخش ۱۳۸ - باز جواب انبیا علیهم السلام
Peygamberlerin (Aleyhimüsselam) tekrar cevabı
- M3:2955 انبیا گفتند فال زشت و بداز میان جانتان دارد مدد
- M3:2956 گر تو جایی خفته باشی با خطراژدها در قصد تو از سوی سر
- M3:2957 مهربانی مر ترا آگاه کردکه بجه زود ار نه اژدرهات خورد
- M3:2958 تو بگویی فال بد چون میزنیفال چه بر جه ببین در روشنی
- M3:2959 از میان فال بد من خود ترامیرهانم میبرم سوی سرا
- M3:2960 چون نبی آگه کنندهست از نهانکو بدید آنچ ندید اهل جهان
- M3:2961 گر طبیبی گویدت غوره مخورکه چنین رنجی بر آرد شور و شر
- M3:2962 تو بگویی فال بد چون میزنیپس تو ناصح را مثم میکنی
- M3:2963 ور منجم گویدت کامروز هیچآنچنان کاری مکن اندر پسیچ
- M3:2964 صد ره ار بینی دروغ اخترییک دوباره راست آید میخری
- M3:2965 این نجوم ما نشد هرگز خلافصحتش چون ماند از تو در غلاف
- M3:2966 آن طبیب و آن منجم از گمانمیکنند آگاه و ما خود از عیان
- M3:2967 دود میبینیم و آتش از کرانحمله میآرد به سوی منکران
- M3:2968 تو همیگویی خمش کن زین مقالکه زیان ماست قال شومفال
- M3:2969 ای که نصح ناصحان را نشنویفال بد با تست هر جا میروی
- M3:2970 افعیی بر پشت تو بر میروداو ز بامی بیندش آگه کند
- M3:2971 گوییش خاموش غمگینم مکنگوید او خوش باش خود رفت آن سخن
- M3:2972 چون زند افعی دهان بر گردنتتلخ گردد جمله شادی جستنت
- M3:2973 پس بدو گویی همین بود ای فلانچون بندریدی گریبان در فغان
- M3:2974 یا ز بالایم تو سنگی میزدیتا مرا آن جد نمودی و بدی
- M3:2975 او بگوید زآنک میآزردهایتو بگویی نیک شادم کردهای
- M3:2976 گفت من کردم جوامردی بپندتا رهانم من ترا زین خشک بند
- M3:2977 از لئیمی حق آن نشناختیمایهٔ ایذا و طغیان ساختی
- M3:2978 این بود خوی لئیمان دنیبد کند با تو چو نیکویی کنی
- M3:2979 نفس را زین صبر میکن منحنیشکه لئیمست و نسازد نیکویش
- M3:2980 با کریمی گر کنی احسان سزدمر یکی را او عوض هفصد دهد
- M3:2981 با لئیمی چون کنی قهر و جفابندهای گردد ترا بس با وفا
- M3:2982 کافران کارند در نعمت جفاباز در دوزخ نداشان ربنا