Oku Defter 3 Bölüm 153 ← önceki · sonraki →

بخش ۱۵۳ - ربودن عقاب موزهٔ مصطفی علیه السلام و بردن بر هوا و نگون کردن و از موزه مار سیاه فرو افتادن

Kartalın Mustafa Aleyhisselam'ın ayakkabısını kapıp havaya götürmesi ve ters çevirip ayakkabıdan kara bir yılanın düşmesi

  1. M3:3238 اندرین بودند کآواز صلامصطفی بشنید از سوی علا
  2. M3:3239 خواست آبی و وضو را تازه کرددست و رو را شست او زان آب سرد
  3. M3:3240 هر دو پا شست و به موزه کرد رایموزه را بربود یک موزه‌ربای
  4. M3:3241 دست سوی موزه برد آن خوش‌خطابموزه را بربود از دستش عقاب
  5. M3:3242 موزه را اندر هوا برد او چو بادپس نگون کرد و از آن ماری فتاد
  6. M3:3243 در فتاد از موزه یک مار سیاهزان عنایت شد عقابش نیکخواه
  7. M3:3244 پس عقاب آن موزه را آورد بازگفت هین بستان و رو سوی نماز
  8. M3:3245 از ضرورت کردم این گستاخییمن ز ادب دارم شکسته‌شاخیی
  9. M3:3246 وای کو گستاخ پایی می‌نهدبی ضرورت کش هوا فتوی دهد
  10. M3:3247 پس رسولش شکر کرد و گفت مااین جفا دیدیم و بود این خود وفا
  11. M3:3248 موزه بربودی و من درهم شدمتو غمم بردی و من در غم شدم
  12. M3:3249 گرچه هر غیبی خدا ما را نموددل در آن لحظه به خود مشغول بود
  13. M3:3250 گفت دور از تو که غفلت در تو رستدیدنم آن غیب را هم عکس تست
  14. M3:3251 مار در موزه ببینم بر هوانیست از من عکس تست ای مصطفی
  15. M3:3252 عکس نورانی همه روشن بودعکس ظلمانی همه گلخن بود
  16. M3:3253 عکس عبدالله همه نوری بودعکس بیگانه همه کوری بود
  17. M3:3254 عکس هر کس را بدان ای جان ببینپهلوی جنسی که خواهی می‌نشین