Oku› Defter 3› Bölüm 161 ← önceki · sonraki →
بخش ۱۶۱ - دویدن آن شخص به سوی موسی به زنهار چون از خروس خبر مرگ خود شنید
O kişinin horozdan kendi ölüm haberini duyduğunda Musa'ya sığınmak için koşması
- M3:3367 چون شنید اینها دوان شد تیز و تفتبر در موسی کلیم الله رفت
- M3:3368 رو همیمالید در خاک او ز بیمکه مرا فریاد رس زین ای کلیم
- M3:3369 گفت رو بفروش خود را و برهچونک استا گشتهای بر جه ز چه
- M3:3370 بر مسلمانان زیان انداز توکیسه و همیانها را کن دوتو
- M3:3371 من درون خشت دیدم این قضاکه در آیینه عیان شد مر ترا
- M3:3372 عاقل اول بیند آخر را بدلاندر آخر بیند از دانش مقل
- M3:3373 باز زاری کرد کای نیکوخصالمر مرا در سر مزن در رو ممال
- M3:3374 از من آن آمد که بودم ناسزاناسزایم را تو ده حسن الجزا
- M3:3375 گفت تیری جست از شست ای پسرنیست سنت کآید آن واپس به سر
- M3:3376 لیک در خواهم ز نیکوداوریتا که ایمان آن زمان با خود بری
- M3:3377 چونک ایمان برده باشی زندهایچونک با ایمان روی پایندهای
- M3:3378 هم در آن دم حال بر خواجه بگشتتا دلش شوریده و آوردند طشت
- M3:3379 شورش مرگست نه هیضهٔ طعامقی چه سودت دارد ای بدبخت خام
- M3:3380 چار کس بردند تا سوی وثاقساق میمالید او بر پشت ساق
- M3:3381 پند موسی نشنوی شوخی کنیخویشتن بر تیغ پولادی زنی
- M3:3382 شرم ناید تیغ را از جان توآن تست این ای برادر آن تو