Oku Defter 3 Bölüm 208 ← önceki · sonraki →

بخش ۲۰۸ - مثل زدن در رمیدن کرهٔ اسپ از آب خوردن به سبب شخولیدن سایسان

Atın tayının seyislerin hareketleri yüzünden su içmekten ürkmesi misali

  1. M3:4291 آنک فرمودست او اندر خطابکره و مادر همی‌خوردند آب
  2. M3:4292 می‌شخولیدند هر دم آن نفربهر اسپان که هلا هین آب خور
  3. M3:4293 آن شخولیدن به کره می‌رسیدسر همی بر داشت و از خور می‌رمید
  4. M3:4294 مادرش پرسید کای کره چرامی‌رمی هر ساعتی زین استقا
  5. M3:4295 گفت کره می‌شخولند این گروهز اتفاق بانگشان دارم شکوه
  6. M3:4296 پس دلم می‌لرزد از جا می‌رودز اتفاق نعره خوفم می‌رسد
  7. M3:4297 گفت مادر تا جهان بودست ازینکارافزایان بدند اندر زمین
  8. M3:4298 هین تو کار خویش کن ای ارجمندزود کایشان ریش خود بر می‌کنند
  9. M3:4299 وقت تنگ و می‌رود آب فراخپیش از آن کز هجر گردی شاخ شاخ
  10. M3:4300 شهره کاریزیست پر آب حیاتآب کش تا بر دمد از تو نبات
  11. M3:4301 آب خضر از جوی نطق اولیامی‌خوریم ای تشنهٔ غافل بیا
  12. M3:4302 گر نبینی آب کورانه بفنسوی جو آور سبو در جوی زن
  13. M3:4303 چون شنیدی کاندرین جو آب هستکور را تقلید باید کار بست
  14. M3:4304 جو فرو بر مشک آب‌اندیش راتا گران بینی تو مشک خویش را
  15. M3:4305 چون گران دیدی شوی تو مستدلرست از تقلید خشک آنگاه دل
  16. M3:4306 گر نبیند کور آب جو عیانلیک داند چون سبو بیند گران
  17. M3:4307 که ز جو اندر سبو آبی برفتکین سبک بود و گران شد ز آب و زفت
  18. M3:4308 زانک هر بادی مرا در می‌ربودباد می‌نربایدم ثقلم فزود
  19. M3:4309 مر سفیهان را رباید هر هوازانک نبودشان گرانی قوی
  20. M3:4310 کشتی بی‌لنگر آمد مرد شرکه ز باد کژ نیابد او حذر
  21. M3:4311 لنگر عقلست عاقل را امانلنگری در یوزه کن از عاقلان
  22. M3:4312 او مددهای خرد چون در ربوداز خزینه دُرّ آن دریای جود
  23. M3:4313 زین چنین امداد دل پر فن شودبجهد از دل چشم هم روشن شود
  24. M3:4314 زانک نور از دل برین دیده نشستتا چو دل شد دیدهٔ تو عاطلست
  25. M3:4315 دل چو بر انوار عقلی نیز زدزان نصیبی هم بدو دیده دهد
  26. M3:4316 پس بدان کاب مبارک ز آسمانوحی دلها باشد و صدق بیان
  27. M3:4317 ما چو آن کره هم آب جو خوریمسوی آن وسواس طاعن ننگریم
  28. M3:4318 پی‌رو پیغمبرانی ره سپرطعنهٔ خلقان همه بادی شمر
  29. M3:4319 آن خداوندان که ره طی کرده‌اندگوش فا بانگ سگان کی کرده‌اند