Oku› Defter 4› Bölüm 111 ← önceki · sonraki →
بخش ۱۱۱ - تفسیر این آیت کی و ما خلقنا السموات والارض و ما بینهما الا بالحق نیافریدمشان بهر همین کی شما میبینید بلک بهر معنی و حکمت باقیه کی شما نمیبینید آن را
“Biz gökleri, yeri ve ikisi arasındakileri ancak hak ile yarattık” ayetinin tefsiri: Onları sizin gördüğünüz gibi değil, sizin göremediğiniz bir mana ve baki bir hikmet için yarattık.
- M4:2877 هیچ نقاشی نگارد زین نقشبی امید نفع بهر عین نقش
- M4:2878 بلک بهر میهمانان و کهانکه به فرجه وارهند از اندهان
- M4:2879 شادی بچگان و یاد دوستاندوستان رفته را از نقش آن
- M4:2880 هیچ کوزهگر کند کوزه شتاببهر عین کوزه نه بر بوی آب
- M4:2881 هیچ کاسه گر کند کاسه تمامبهر عین کاسه نه بهر طعام
- M4:2882 هیچ خطاطی نویسد خط به فنبهر عین خط نه بهر خواندن
- M4:2883 نقش ظاهر بهر نقش غایبستوان برای غایب دیگر ببست
- M4:2884 تا سوم چارم دهم بر میشمراین فواید را به مقدار نظر
- M4:2885 همچو بازیهای شطرنج ای پسرفایدهٔ هر لعب در تالی نگر
- M4:2886 این نهادند بهر آن لعب نهانوان برای آن و آن بهر فلان
- M4:2887 همچنین دیده جهات اندر جهاتدر پی هم تا رسی در برد و مات
- M4:2888 اول از بهر دوم باشد چنانکه شدن بر پایههای نردبان
- M4:2889 و آن دوم بهر سوم میدان تمامتا رسی تو پایه پایه تا به بام
- M4:2890 شهوت خوردن ز بهر آن منیآن منی از بهر نسل و روشنی
- M4:2891 کندبینش مینبیند غیر اینعقل او بیسیر چون نبت زمین
- M4:2892 نبت را چه خوانده چه ناخواندههست پای او به گل در مانده
- M4:2893 گر سرش جنبد پیر باد روتو به سر جنبانیش غره مشو
- M4:2894 آن سرش گوید سمعنا ای صباپای او گوید عصینا خلنا
- M4:2895 چون ندارد سیر میراند چون عامبر توکل مینهد چون کور گام
- M4:2896 بر توکل تا چه آید در نبردچون توکل کردن اصحاب نرد
- M4:2897 وآن نظرهایی که آن افسرده نیستجز رونده و جز درندهٔ پرده نیست
- M4:2898 آنچ در ده سال خواهد آمدناین زمان بیند به چشم خویشتن
- M4:2899 همچنین هر کس به اندازهٔ نظرغیب و مستقبل ببیند خیر وشر
- M4:2900 چونک سد پیش و سد پس نماندشد گذاره چشم و لوح غیب خواند
- M4:2901 چون نظر پس کرد تا بدو وجودماجرا و آغاز هستی رو نمود
- M4:2902 بحث املاک زمین با کبریادر خلیفه کردن بابای ما
- M4:2903 چون نظر در پیش افکند او بدیدآنچ خواهد بود تا محشر پدید
- M4:2904 پس ز پس میبیند او تا اصل اصلپیش میبیند عیان تا روز فصل
- M4:2905 هر کسی اندازهٔ روشندلیغیب را بیند به قدر صیقلی
- M4:2906 هر که صیقل بیش کرد او بیش دیدبیشتر آمد برو صورت پدید
- M4:2907 گر تو گویی کان صفا فضل خداستنیز این توفیق صیقل زان عطاست
- M4:2908 قدر همت باشد آن جهد و دعالیس للانسان الا ما سعی
- M4:2909 واهب همت خداوندست و بسهمت شاهی ندارد هیچ خس
- M4:2910 نیست تخصیص خدا کس را به کارمانع طوع و مراد و اختیار
- M4:2911 لیک چون رنجی دهد بدبخت رااو گریزاند به کفران رخت را
- M4:2912 نیکبختی را چو حق رنجی دهدرخت را نزدیکتر وا مینهد
- M4:2913 بددلان از بیم جان در کارزارکرده اسباب هزیمت اختیار
- M4:2914 پردلان در جنگ هم از بیم جانحمله کرده سوی صف دشمنان
- M4:2915 رستمان را ترس و غم وا پیش بردهم ز ترس آن بددل اندر خویش مرد
- M4:2916 چون محک آمد بلا و بیم جانزان پدید آید شجاع از هر جبان