Oku Defter 4 Bölüm 130 ← önceki · sonraki →

بخش ۱۳۰ - تصدیق کردن استر جوابهای شتر را و اقرار کردن بفضل او بر خود و ازو استعانت خواستن و بدو پناه گرفتن به صدق و نواختن شتر او را و ره نمودن و یاری دادن پدرانه و شاهانه

Katırın devenin cevaplarını tasdik etmesi, kendi üzerindeki faziletini kabul etmesi ve ondan samimiyetle yardım ve sığınma istemesi. Devenin de onu şefkatle okşaması, yol göstermesi ve babacan ve şahane bir şekilde yardım etmesi.

  1. M4:3403 گفت استر راست گفتی ای شتراین بگفت و چشم کرد از اشک پر
  2. M4:3404 ساعتی بگریست و در پایش فتادگفت ای بگزیدهٔ رب العباد
  3. M4:3405 چه زیان دارد گر از فرخندگیدر پذیری تو مرا دربندگی
  4. M4:3406 گفت چون اقرار کردی پیش منرو که رستی تو ز آفات زمن
  5. M4:3407 دادی انصاف و رهیدی از بلاتو عدو بودی شدی ز اهل ولا
  6. M4:3408 خوی بد در ذات تو اصلی نبودکز بد اصلی نیاید جز جحود
  7. M4:3409 آن بد عاریتی باشد که اوآرد اقرار و شود او توبه‌جو
  8. M4:3410 هم‌چو آدم زلتش عاریه بودلاجرم اندر زمان توبه نمود
  9. M4:3411 چونک اصلی بود جرم آن بلیسره نبودش جانب توبهٔ نفیس
  10. M4:3412 رو که رستی از خود و از خوی بدواز زبانهٔ نار و از دندان دد
  11. M4:3413 رو که اکنون دست در دولت زدیدر فکندی خود به بخت سرمدی
  12. M4:3414 ادخلی تو فی عبادی یافتیادخلی فی جنتی در بافتی
  13. M4:3415 در عبادش راه کردی خویش رارفتی اندر خلد از راه خفا
  14. M4:3416 اهدنا گفتی صراط مستقیمدست تو بگرفت و بردت تا نعیم
  15. M4:3417 نار بودی نور گشتی ای عزیزغوره بودی گشتی انگور و مویز
  16. M4:3418 اختری بودی شدی تو آفتابشاد باش الله اعلم بالصواب
  17. M4:3419 ای ضیاء الحق حسام‌الدین بگیرشهد خویش اندر فکن در حوض شیر
  18. M4:3420 تا رهد آن شیر از تغییر طعمیابد از بحر مزه تکثیر طعم
  19. M4:3421 متصل گردد بدان بحر الستچونک شد دریا ز هر تغییر رست
  20. M4:3422 منفذی یابد در آن بحر عسلآفتی را نبود اندر وی عمل
  21. M4:3423 غره‌ای کن شیروار ای شیر حقتا رود آن غره بر هفتم طبق
  22. M4:3424 چه خبر جان ملول سیر راکی شناسد موش غرهٔ شیر را
  23. M4:3425 برنویس احوال خود با آب زربهر هر دریادلی نیکوگهر
  24. M4:3426 آب نیلست این حدیث جان‌فزایا ربش در چشم قبطی خون نما