Oku› Defter 4› Bölüm 73 ← önceki · sonraki →
بخش ۷۳ - شنیدن شیخ ابوالحسن رضی الله عنه خبر دادن ابویزید را و بود او و احوال او
Şeyh Ebü'l-Hasan'ın (r.a.) Ebû Yezîd'in haberini duyması ve onun varlığı ile halleri
- M4:1922 همچنان آمد که او فرموده بودبوالحَسن از مردمان آن را شنود
- M4:1923 که حَسن باشد مرید و امتمدرس گیرد هر صباح از تربتم
- M4:1924 گفت من هم نیز خوابش دیدهاموز روان شیخ این بشنیدهام
- M4:1925 هر صباحی رو نهادی سوی گورایستادی تا ضحی اندر حضور
- M4:1926 یا مثال شیخ پیشش آمدییا که بیگفتی شکالش حل شدی
- M4:1927 تا یکی روزی بیامد با سعودگورها را برف نو پوشیده بود
- M4:1928 توی بر تو برفها همچون علَمقُبّه قُبّه دید و شد جانش به غم
- M4:1929 بانگش آمد از حظیرهٔ شیخ حیّها اَنَا اَدْعوکَ کی تَسْعیٰ اِلَیّ
- M4:1930 هین بیا این سو بر آوازم شتابعالم ار برفست روی از من متاب
- M4:1931 حال او زان روز شد خوب و بدیدآن عجایب را که اوّل میشنید