Oku Defter 4 Bölüm 83 ← önceki · sonraki →

بخش ۸۳ - قصهٔ آن آبگیر و صیادان و آن سه ماهی یکی عاقل و یکی نیم عاقل وان دگر مغرور و ابله مغفل لاشی و عاقبت هر سه

O gölün, avcıların ve o üç balığın kıssası: biri akıllı, biri yarım akıllı, diğeri ise mağrur ve gafil, hiçbir şey olmayan ve üçünün de akıbeti

  1. M4:2199 قصهٔ آن آبگیرست ای عنودکه درو سه ماهی اشگرف بود
  2. M4:2200 در کلیله خوانده باشی لیک آنقشر قصه باشد و این مغز جان
  3. M4:2201 چند صیادی سوی آن آبگیربرگذشتند و بدیدند آن ضمیر
  4. M4:2202 پس شتابیدند تا دام آورندماهیان واقف شدند و هوشمند
  5. M4:2203 آنک عاقل بود عزم راه کردعزم راه مشکل ناخواه کرد
  6. M4:2204 گفت با اینها ندارم مشورتکه یقین سستم کنند از مقدرت
  7. M4:2205 مهر زاد و بوم بر جانشان تندکاهلی و جهلشان بر من زند
  8. M4:2206 مشورت را زنده‌ای باید نکوکه ترا زنده کند وان زنده کو
  9. M4:2207 ای مسافر با مسافر رای زنزانک پایت لنگ دارد رای زن
  10. M4:2208 از دم حب الوطن بگذر مه‌ایستکه وطن آن سوست جان این سوی نیست
  11. M4:2209 گر وطن خواهی گذر آن سوی شطاین حدیث راست را کم خوان غلط