Oku› Defter 6› Bölüm 120 ← önceki · sonraki →
بخش ۱۲۰ - رجوع کردن به قصهٔ آن شخص کی به او گنج نشان دادند به مصر و بیان تضرع او از درویشی به حضرت حق
O kişiye Mısır'da hazine gösterilmesi hikayesine geri dönülmesi ve onun fakirlikten Yüce Hak katında yakarışının açıklaması
- M6:4235 مرد میراثی چو خورد و شد فقیرآمد اندر یا رب و گریه و نفیر ❋
- M6:4236 خود کی کوبد این در رحمتنثارکه نیابد در اجابت صد بهار ❋
- M6:4237 خواب دید او هاتفی گفت ، او شنیدکه غنای تو به مصر آید پدید ❋
- M6:4238 رو به مصر آنجا شود کار تو راستکرد کِدیَت را قبول او مرتجاست ❋
- M6:4239 در فلان موضع یکی گنجی است زفتدر پی آن بایدت تا مصر رفت ❋
- M6:4240 بیدرنگی هین ز بغداد ای نژندرو به سوی مصر و منبتگاه قند ❋
- M6:4241 چون ز بغداد آمد او تا سوی مصرگرم شد پشتش چو دید او روی مصر ❋
- M6:4242 بر امید وعدهٔ هاتف که گنجیابد اندر مصر بهر دفع رنج ❋
- M6:4243 در فلان کوی و فلان موضع دفینهست گنجی سخت نادر بس گزین ❋
- M6:4244 لیک نفقهش بیش و کم چیزی نماندخواست دقی بر عوامالناس راند ❋
- M6:4245 لیک شرم و همتش دامن گرفتخویش را در صبر افشردن گرفت ❋
- M6:4246 باز نفسش از مَجاعَت برطپیدز انتجاع و خواستن چاره ندید ❋
- M6:4247 گفت شب بیرون روم من نرم نرمتا ز ظلمت نایدم در کِدیه شرم ❋
- M6:4248 همچو شبکوکی کنم شب ذکر و بانگتا رسد از بامهاام نیم دانگ ❋
- M6:4249 اندرین اندیشه بیرون شد بکویواندرین فکرت همی شد سو به سوی ❋
- M6:4250 یک زمان مانع همیشد شرم و جاهیک زمانی جوع میگفتش بخواه ❋
- M6:4251 پای پیش و پای پس تا ثلث شبکه بخواهم یا بخسپم خشکلب ❋