Читати Daftar 1 Історія про бакалійника і папугу, як папуга розлив олію в крамниці Бейт 261

M1:261 — می‌نمود آن مرغ را هر گون نهفت / تا که باشد اندرآید او بگُفت

می‌نمود آن مرغ را هر گون نهفتتا که باشد اندرآید او بگُفت
✦ Відобразити цей бейт мовою Українська

M1:261

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — з його записаних лекцій по Маснаві

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: صاحب مغازه آن پرنده را به هر شیوه‌ای پنهان می‌کرد و نمایش می‌داد، تا شاید دوباره به حرف آید و سخن بگوید. معنا: صاحب مغازه پس از کتک زدن طوطی و لال شدنش، به هر حیله‌ای دست می‌زد و ترفندهایی به کار می‌بست تا پرنده دوباره به سخن گفتن بازگردد.

شرح

این بیت از داستان طوطی و بقال در دفتر اول مثنوی است؛ داستانی عمیقاً آموزنده که مولانا از آن برای نقد یکی از ریشه‌دارترین خطاهای فکری بشری بهره می‌برد: مغالطه «طوطیانه» یا «نادیده گرفتن علل مختلف یک معلول». این بیت خاص، توصیفگر حال بقال پس از آن است که طوطی زیبا و سخنگویش، در پی ضربتی از او، کچل شده و دیگر سخن نمی‌گوید.

بقال، نادم و پشیمان، نذر و هدیه‌ها می‌دهد و از هر ترفندی برای بازگرداندن نطق طوطی استفاده می‌کند. عبارت «هر گون نهفت» به معنی هر نوع پنهان‌کاری، نمایش، یا ترفندی است که او به کار می‌بندد. این «نهفت» می‌تواند به این معنا باشد که بقال طوطی را از نظر پنهان می‌کند (شاید برای تحریک حس کنجکاوی یا تغییر محیط)، یا اینکه برایش صحنه‌هایی عجیب و غریب ترتیب می‌دهد به این امید که او را از حالت «بغض» و سکوت بیرون آورد. این سکوت طوطی، همان‌طور که مولانا و شارحان برجسته‌ای چون زرین‌کوب اشاره کرده‌اند، از سر ناتوانی نیست؛ بلکه نوعی «قهر» و اعتراض از جانب اوست. طوطی سخن را قطع کرده است، نه اینکه توان سخن گفتن را از دست داده باشد. بقال به گمان خود، راه‌حل را در تغییرات بیرونی می‌جوید و گمان می‌کند با «نمودن» یا «نهفتن» چیزهایی، می‌تواند طوطی را به سخن آورد.

اما نکتهٔ کلیدی‌ای که از زبان خود طوطی آشکار می‌شود، در واکنش او به قَلندری کچل است که از جلوی دکان می‌گذرد. طوطی با دیدن سر بی‌موی درویش، فریاد می‌زند: «کی فلان! از چه ای کَل با کَلان آمیختی؟ / تو مگر از شیشه روغن ریختی؟» اینجاست که مولانا قلب آموزهٔ خود را برملا می‌کند: طوطی تصور می‌کند تنها علّت کچل شدن، ریختن روغن و متعاقباً کتک خوردن از بقال است. او میان ظاهر مشترک (کچلی) و علت‌های متفاوت آن تفاوتی نمی‌بیند. سر طوطی از ضربه کچل شده بود، اما سر درویش از تراشیدن سر به رسم قلندران.

این مغالطه طوطیانه، یعنی تقلیل دادن همهٔ علل به یک علت واحد، در نگاه مولانا به شدت مورد نکوهش قرار می‌گیرد. او در جای‌جای مثنوی بر این نکته تأکید دارد که بسیاری از امور، خصوصاً در عالم غیب و معانی، عللی پیچیده و چندگانه دارند که از چشم ظاهر بین ما پنهان است. اینکه ما گمان کنیم چون در عالم مادی خورشید با سوختن هیزم یا نفت حرارت تولید می‌کند، پس حرارت خورشید هم حتماً از همین جنس است، نمونه‌ای از همین خطاست. فیزیک‌دان‌ها تا قرن بیستم نیز در این خطا بودند تا کشف رادیواکتیویته نشان داد که منابع حرارت می‌تواند از جنس کاملاً دیگری باشد. حتی باور نداشتن تولد عیسی مسیح بدون پدر، برای آنان که گرفتار این مغالطه هستند، ناشی از همین قیاس طوطیانه است.

پس، این بیت نه تنها به ما تصویری از تلاش‌های عبث بقال برای تحریک طوطی می‌دهد، بلکه به ظرافت اشاره‌ای است به این حقیقت که راه‌حل‌های سطحی و ظاهری، نمی‌توانند بر «قهر» عمیق و درونی طوطی غلبه کنند. درمان طوطی، در فهم صحیح او از علل وقایع و یا در تغییر رویکرد بقال نهفته است، نه در ترفندهای «نهفتنی» و نمایشی او. این داستان، دعوتی است به فراتر رفتن از قیاس‌های سطحی و نگاه کردن به پیچیدگی و تنوع علل در عالم، چه در طبیعت و چه در روح آدمی.

نکات کلیدی

  • مغالطه طوطیانه: فرض اینکه یک معلول فقط یک علت شناخته‌شده دارد، خطایی شایع و گمراه‌کننده است.
  • ظاهر مشترک (مانند کچلی) می‌تواند علل کاملاً متفاوتی داشته باشد؛ باید از قیاس‌های سطحی پرهیز کرد.
  • سکوت طوطی، از سر «قهر» و اعتراض درونی بود نه ناتوانی؛ بقال این عمق را درک نمی‌کرد.
  • راه‌حل‌های ظاهری و «نمایش‌ها» نمی‌توانند بر مسائل عمیق روحی و درونی غلبه کنند.
  • مولانا بر پیچیدگی علل در جهان هستی تأکید می‌کند و نگاه تقلیل‌گرایانه را رد می‌کند.

Sources: d1-s22 · 26:20:40 d1-s22 · 32:53:00 d1-s22 · 50:46:20

به زبانِ تو — Вашою мовою · AI

Обговорення — Запитайте про цей бейт — відповіді з «Маснаві», кожен вірш цитується

Ваша розмова залишається на цьому пристрої, доки ви нею не поділитеся.

Про що питали читачі

Ще ніхто не ділився запитаннями — ваше може бути першим.