Читати› Daftar 5› Прихід шейха через багато років з пустелі до міста Газні, і його ходіння з кошиком за Божим наказом, і роздача зібраного бідним: «Той, чия душа прагне до Божого заклику, до того листи й посланці приходять один за одним». Так само, як якщо вікно будинку відкрите, сонце, місяць, дощ, листи тощо не припиняються› Бейт 2728
M5:2728 — در نگنجد عشق در گفت و شنید / عشق دریاییست قعرش ناپدید
M5:2728
Значення · به زبانِ تو — Вашою мовою · AI
حقیقت عشق را نمیتوان با حرف زدن و شنیدن بیان یا درک کرد؛ عشق مانند اقیانوسی بیکران و عمیق است که انتهایش نامعلوم است.
مولانا پس از مقایسهی «بنده»ی مزدجو با «عاشق»ِ دوستجو، به این نکته میرسد که ماهیت عشق اساساً ورای کلام است. عشق یک تجربهی وجودی است، نه یک مفهوم نظری که بتوان آن را در قالب گفتوگو و بحثهای منطقی گنجاند. همانطور که نمیتوان عظمت و عمق یک اقیانوس را با پیمانه اندازه گرفت، حقیقت عشق نیز در کلمات محدود بشری نمیگنجد.
استعارهی «دریا» برای عشق یکی از تصاویر کلیدی در عرفان مولاناست. دریا نماد یک واقعیت بینهایت، ناشناخته و دربرگیرنده است. صفت «قعرش ناپدید» (که عمقش پیدا نیست) بر این جنبهی رازآلود و بیانتهای عشق تأکید میکند. انسان میتواند در این دریا شنا کند، غرق شود یا مروارید صید کند، اما هرگز نمیتواند آن را به طور کامل بشناسد یا توصیف کند. بنابراین، هر تلاشی برای تعریف عشق، مانند برداشتن قطرهای از یک اقیانوس بیکران است.
این بیت خواننده را از تلاش برای فهم عقلانی و کلامی عشق باز میدارد و او را به تجربهی مستقیم آن دعوت میکند. درست پس از این بیت، مولانا میگوید که این سخن پایانی ندارد و به ادامهی قصه بازمیگردد، گویی میخواهد بگوید که بهترین راه برای نزدیک شدن به این دریای ناپیدا، دنبال کردن داستانهای عاشقان است، نه غرق شدن در بحثهای نظری.
- در نگنجد
- جا نمیشود، نمیتوان آن را محدود کرد
- گفت و شنید
- گفتگو، بحث، کلام
- قعر
- عمق، ژرفا، ته
- ناپدید
- پیدا نیست، نامعلوم، بیانتها
Обговорення — Запитайте про цей бейт — відповіді з «Маснаві», кожен вірш цитується
Ваша розмова залишається на цьому пристрої, доки ви нею не поділитеся.
Про що питали читачі0
Ще ніхто не ділився запитаннями — ваше може бути першим.