Читати Daftar 6 Запитання запитувача про птаха, що сидить на краю міста: чи голова його цінніша, дорожча, шляхетніша і шановніша, ніж його хвіст, та відповідь проповідника запитувачу відповідно до його розуміння Бейт 129

M6:129 — واعظی را گفت روزی سایلی / کای تو منبر را سنی‌تر قایلی

واعظی را گفت روزی سایلیکای تو منبر را سنی‌تر قایلی
✦ Відобразити цей бейт мовою Українська

M6:129

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — з його записаних лекцій по Маснаві

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: یک روز، پرسنده‌ای به واعظی خطاب کرد و گفت: «ای کسی که از منبر با فصاحت و روشنی بسیار سخن می‌گویی!» معنا: این بیت آغاز پرسش یک سائل از واعظی است که آیا سرِ پرنده‌ای که بر بارو نشسته، بهتر از دمش است؟ این پرسش به تمثیل مولانا دربارهٔ اهمیت جهت‌گیری و نیت در زندگی اشاره دارد.

شرح

این بیت در آغاز داستانی است که مولانا برای تبیین یکی از کلیدی‌ترین تعالیم خود نقل می‌کند: اهمیت بی‌بدیل نیت و جهت‌گیری. سائلی به واعظی نیکو‌گفتار خطاب می‌کند که ای قائلِ بر منبر که سخنانت سنی‌تر است (فصیح‌تر و بلندمرتبه‌تر)، مرا پاسخی گوی. سپس پرسش خود را مطرح می‌کند که اگر پرنده‌ای بر باروی شهری نشسته باشد، کدام بخش از او – سرش یا دمش – شریف‌تر و عزیزتر است؟ پاسخ واعظ، که مولانا آن را مطابق فهم سائل می‌داند، نکته‌ای بنیادی را دربردارد: «گفت اگر رویش به شهر و دم به ده، روی او از دم او می‌دان که به / ور سوی شهر است دم، رویش به ده، خاک اون دم باش و از رویش بجه». یعنی مهم نیست که سر کدام سوی است یا دم کدام سوی؛ مهم جهت‌گیری و راستای آن است. اگر دمش رو به شهر و آبادی باشد، از سری که رو به ویرانی و بیابان دارد، بهتر است. اصلاً اعضای بدن پرنده مهم نیست؛ جهت‌گیری آن‌ها است که ارزش می‌آفریند. این تمثیل، کلید فهم ما از نحوهٔ تعامل با جهان و متون مقدس است. مولانا در دفتر سوم مثنوی می‌فرماید که قرآن همچون یک طناب است: «مر رسن را نیست جرمی ای عنود، چون تو را سودای سربالا نبود». این طناب ذاتاً نه نیک است و نه بد؛ این شما هستید که با سودا و همت (نیت و خواست) خود، جهت‌گیری آن را تعیین می‌کنید. می‌توانید با آن به آسمان بروید، یا به ته چاه بیفتید، یا حتی خود را خفه کنید. قرآن، مثنوی، یا هر متن دیگری، همچون این طناب صامت‌اند و این انسان است که با سودای سربالا یا سرپایین خود به آن‌ها معنا و جهت می‌دهد. همین اصل در مورد دین‌داری نیز صدق می‌کند؛ مقدمهٔ دین، سودای دین‌داری است. برای چه هدفی به سوی دین می‌روید؟ برای انسان‌کشی یا انسان‌نوازی؟ هر نیتی که داشته باشید، دین نیز به همان صورت برای شما جلوه خواهد کرد و به همان مقصد خواهید رسید. انسان در اینجا واهب‌الصور (صورت‌بخش) است؛ به چیزهای بی‌جان، جان می‌دهد و به چیزهای بی‌صورت، صورت می‌بخشد. لذا باید در این صورت‌بخشی، نهایت التفات را به حقیقت و زیبایی داشته باشیم. این همت و سوداست که قامت و بلندای آدمی را تا سقف آرمان‌هایش بالا می‌برد. همان‌طور که مولانا می‌فرماید: «پر مردم همت است ای مردمان». باز شکاری اگر به جای شکار عقاب، به دنبال موش برود، حقیر می‌شود و از شأن خود فرو می‌افتد. در مقابل، جغدی که میلش به شاه است، از بسیاری بازها والاتر است. ظاهر و طبع و رنگ اهمیتی ندارد؛ «بنگر اندر عزم و در آهنگ او». عزم، آهنگ، همت و سودا، این‌ها هستند که قدر و قیمت حقیقی آدمی را تعیین می‌کنند، نه کلاه و شکل و قیافهٔ بیرونی او.

نکات کلیدی

  • اهمیت جهت‌گیری و نیت بر صورت و ظاهر در تعیین ارزش امور.
  • ارزش متون مقدس و دین، از سودا و همت (نیت و خواست) سالک یا خواننده برمی‌آید.
  • انسان «واهب الصور» (صورت‌بخش) است؛ به بی‌جان جان و به بی‌صورت صورت می‌بخشد.
  • قامت و بلندای حقیقی آدمی به سقف آرمان‌ها و همت اوست، نه ظاهر بیرونی‌اش.
  • نیت در دین‌داری، مقصد و شیوهٔ تجلی دین را برای فرد تعیین می‌کند.
  • همت و عزم، بال پرواز انسان در مسیر تعالی و رسیدن به مقصود است.

Sources: d6-s04 · 00:28:28 d6-s04 · 00:33:19 d6-s04 · 00:30:00 d6-s04 · 00:32:00

به زبانِ تو — Вашою мовою · AI

Обговорення — Запитайте про цей бейт — відповіді з «Маснаві», кожен вірш цитується

Ваша розмова залишається на цьому пристрої, доки ви нею не поділитеся.

Про що питали читачі

Ще ніхто не ділився запитаннями — ваше може бути першим.