Читати Daftar 6 Пояснення допомоги гностика від джерела вічного життя та його незалежності від допомоги та притягання з джерел ненадійних вод, ознакою чого є відмова від світу спокус, бо коли людина покладається на допомогу тих джерел, вона постійно слабшає у пошуках вічного джерела: 'Потрібно, щоб усередині твоєї душі був колодязь, щоб він не відкривав тобі дверей від чужих джерел. Одне джерело води всередині дому краще за ту річку, що приходить ззовні' Бейт 3606

M6:3606 — او بگفتی مر ترا وقت غمان / دور از تو رنج و ده که در میان

او بگفتی مر ترا وقت غماندور از تو رنج و ده که در میان
✦ Відобразити цей бейт мовою Українська

M6:3606

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — з його записаних лекцій по Маснаві

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: او به تو می‌گفت در زمان غم‌ها و رنج‌ها، / که رنج از تو دور باد و میان تو و آن ده کوه فاصله باشد. معنا: این بیت توصیف می‌کند که چگونه دوستان ظاهری و دنیوی در زمان آسایش و خوشی، خود را غمخوار و همراه نشان می‌دهند و برای تو از خدا دوری غم‌ها را طلب می‌کنند.

شرح

این بیت، چهره‌ای از فریب جهان و جهانیان را به وضوح می‌نمایاند. می‌بینید که مولوی چگونه ما را به تأمل در ماهیت دوستی‌های ظاهری دعوت می‌کند. هنگامی که غمی به جان می‌رسد، رنجی ما را در بر می‌گیرد، دوستان و آشنایان از سر دلسوزی و همدردی، آرزو می‌کنند که میان ما و آن رنج، ده کوه فاصله افتد؛ می‌گویند «دور از تو رنج و ده که در میان»، یعنی الهی غم از تو دور باشد. این‌ها سخنانی دلگرم‌کننده و البته نیکوست، اما نکته در آنجاست که این وعده‌ها تا کجای راه با ما می‌آیند؟ مولوی می‌خواهد بگوید که این عالم و هر آنچه در آن است، «دارالغرور» است، سرای فریب. چرا؟ چون در «یوم العبور»، یعنی روز رخت بربستن از این جهان و رویارویی با مرگ، ناگهان پا پس می‌کشد. همهٔ آن اسباب و علل و دلخوشی‌های بیرونی، همان «قاطع‌الاسباب» می‌شوند و رشته‌های امید را می‌برند. آن لحظه است که می‌بینی همین دوستان مهربان، «بست دم» می‌کنند، زبانشان بند می‌آید و حتی می‌گویند «خود نمی‌گوید تو را من دیده‌ام». گویی هرگز تو را نمی‌شناخته‌اند. این همان وعده‌های دروغین دنیوی است که مولانا آن‌ها را «مکر شیطان» می‌خواند؛ شیطانی که در سختی‌ها تو را تشویق می‌کند، قول یاری می‌دهد، اما همین که پای لغزید، تو را رها کرده و به ریشت می‌خندد. این همان است که قرآن می‌گوید «لقد جئتمونا فرادی کما خلقناکم اول مرة»؛ همهٔ ما تنها به سوی پروردگار بازمی‌گردیم، همان‌گونه که تنها به این جهان آمدیم. این جاست که آن بهار حقیقی، آن «بهار روی یار» که در جان خود پرورده‌ایم، خود را نشان می‌دهد و هیچ بهار دیگری از بیرون نمی‌تواند ما را از خزان مرگ برهاند. هر کسی صلیب خودش را باید بر دوش کشد و این حقیقت مسئولیت فردی ما در برابر خداوند است که در قرآن نیز به اشکال مختلف تأکید شده است.

نکات کلیدی

  • جهان و دوستی‌های دنیوی در زمان آسایش، تو را همراهی می‌کنند، اما در لحظات سخت، به‌ویژه در رویارویی با مرگ، تو را تنها می‌گذارند.
  • مولوی این جهان را «دارالغرور» یا سرای فریب می‌خواند، زیرا ماهیت آن چنین است که در «یوم العبور» (روز مرگ) پشت می‌کند.
  • وعده‌های دروغین دوستان و همراهان دنیوی، شبیه «مکر شیطان» است که در لحظهٔ خطر، تو را رها می‌کند.
  • مسئولیت نهایی هر فرد، شخصی است؛ همان‌گونه که قرآن می‌گوید «تنها نزد ما حاضر خواهید شد» و مسیحیان می‌گویند «هر کس صلیب خود را باید بر دوش کشد».

Sources: d6-s79 · 54:41:11 d6-s79 · 56:03:33 d6-s79 · 01:15:50

به زبانِ تو — Вашою мовою · AI

Обговорення — Запитайте про цей бейт — відповіді з «Маснаві», кожен вірш цитується

Ваша розмова залишається на цьому пристрої, доки ви нею не поділитеся.

Про що питали читачі

Ще ніхто не ділився запитаннями — ваше може бути першим.