Читати Daftar 6 Пояснення допомоги гностика від джерела вічного життя та його незалежності від допомоги та притягання з джерел ненадійних вод, ознакою чого є відмова від світу спокус, бо коли людина покладається на допомогу тих джерел, вона постійно слабшає у пошуках вічного джерела: 'Потрібно, щоб усередині твоєї душі був колодязь, щоб він не відкривав тобі дверей від чужих джерел. Одне джерело води всередині дому краще за ту річку, що приходить ззовні' Бейт 3619

M6:3619 — گول را و غول را کو را فریفت / از خلاص و فوز می‌باید شکیفت

گول را و غول را کو را فریفتاز خلاص و فوز می‌باید شکیفت
✦ Відобразити цей бейт мовою Українська

M6:3619

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — з його записаних лекцій по Маснаві

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هم آن ساده‌دل فریب‌خورده و هم آن فریبکاری که او را گول زد، باید از رستگاری و کامیابی چشم بپوشند. معنا: این بیت روشن می‌کند که فریب‌خورده (گول) و فریب‌دهنده (غول)، هر دو، از رسیدن به نجات و رستگاری در سرای دیگر بی‌بهره خواهند ماند.

شرح

مولانا در این بیت به یک حقیقت تلخ اما قاطع اشاره می‌کند: عاقبتِ تباهِ فریب‌کار و فریب‌خورده در سرای دیگر. او «گول» را به معنای آدم احمق و فریفته می‌آورد که از ساده‌لوحی‌اش سوءاستفاده شده است. آنکه گول می‌خورد، از حماقت یا پاک‌دلی‌اش ضربه می‌بیند. مولانا می‌گوید: «تو مرا گول گرفتی که سلیمم، سر مردم.» یعنی: چون من پاکدل و بی‌ریا بودم، مرا ساده‌لوح فرض کردی و فریفتم.

در مقابل، «غول» به راهزن، فریب‌کار، و آن موجود افسانه‌ای اشاره دارد که در بیابان‌ها در لباس مبدل ظاهر می‌شود و آدمیان را به گمراهی می‌افکند. نظامی گنجوی در هفت پیکر، داستانی دلکش از غولان دارد که خود را به شکل پری‌رویان و میزبانان میهمانی‌های مجلل درمی‌آورند و سپس ناپدید می‌شوند و مسافر در بیابان برهوت رها می‌شود. مولانا با آوردن تعبیر «خار مغیلان» (مادر غولان) نیز بر این تصویر غول تأکید می‌کند. بنابراین، «گول» فریفته و «غول» فریب‌کار است؛ یکی ره‌زده و دیگری راه‌زن.

نتیجه‌ای که مولانا بی‌پرده بیان می‌کند، سرنوشت یکسان این دو گروه است: «از خلاص و فوز می‌باید شکیفت.» یعنی هم فریب‌خورده و هم فریب‌دهنده، از رستگاری و کامیابی محروم‌اند و باید منتظر خلاصی و فوزی باشند که هرگز بدان نخواهند رسید. این یک حکم قطعی است.

مولانا حتی فراتر می‌رود و می‌گوید که در روز حساب، این «فاعل و مفعول» (مجرم و قربانی) هر دو «روسیاه» و «حریف سنگسار» هستند. راهزن و آنکه مالش به سرقت رفته، هر دو در «بئس المهاد» (بدترین جایگاه، تعبیری قرآنی) خواهند بود. در بیتی دیگر که ناظر به همین معناست می‌فرماید: «هم خر و خرگیر اینجا در گل‌اند / غافلت اینجا و آنجا عافل‌اند.» یعنی هر دو گروه در این دنیا غافل و بی‌خبرند و در جهان دیگر نیز ستاره اقبالشان غروب می‌کند و در چاه ظلمانی شب برای ابد فرو می‌افتند.

تنها راه نجات از این ورطهٔ مهلک، «توبه» و بازگشت به سوی خداوند است. «جز کسانی را که واگردند از آن / در بهار فضل آیند از خزان.» تنها آنانی که از خطای خود نادم می‌شوند و از خزان بی‌سعادی به بهار فضل الهی روی می‌آورند، بخشیده خواهند شد. خداوند «تواب» است، یعنی هم توبه‌پذیر است و هم خود توفیق توبه می‌دهد و پشیمانی را در دل بندگان می‌افکند.

نالهٔ این توبه‌کاران چنان اثری بر کائنات دارد که مولانا می‌گوید: «چون برآرند از پشیمانی حنین / عرش لرزد از انین المذنبین.» این نالهٔ گناهکاران از پشیمانی، عرش الهی را به لرزه می‌افکند. البته که این تعابیر استعاری است؛ خداوند جسم و دل به معنای انسانی ندارد. اما معنای حقیقی‌اش این است که دل خداوند می‌لرزد، یا تمام کائنات از این بازگشت به خود می‌لرزند و هلهله می‌کنند، ملائکه به توبه‌کننده تبریک می‌گویند و در رستگاری او شریک می‌شوند و از او حمایت می‌کنند تا شیاطین از او دور شوند. این نیکیِ بازگشت، نه تنها بر خود فرد، که بر تمام هستی اثر می‌گذارد.

در اینجاست که خداوند به بندهٔ بازگشته می‌گوید: «ای خداتان واخرید از غرور / نک ریاض فضل و نک رب غفور.» یعنی خوشا به حالتان که خداوند شما را از چنگال غرور و فریب بازخرید کرد. این «واخریدن» (خریدن دوباره) تعبیری قرآنی است که خداوند خود را خریدار مؤمنان می‌داند. و به آن‌ها وعده داده می‌شود که از این پس «برگ و رزق جاودان» آن‌ها مستقیماً «از هوای حق بود نز ناودان». یعنی رزقشان دیگر از واسطه‌های محدود و نزاع‌برانگیز همچون ناودان نخواهد بود، بلکه بی‌واسطه از دست کرم الهی خواهد رسید. این آرزوی والای عارف است که هرچه را مستقیم از پروردگار بگیرد، نه از طریق واسطه‌ها. عارف می‌گوید: «من نخواهم دایه، مادر خوشتر است.»

نکات کلیدی

  • فریب‌کار و فریب‌خورده، هر دو از رستگاری در آخرت محرومند و به یک سرنوشت تلخ دچار می‌شوند.
  • در روز حساب، هم مجرم و هم قربانی فریب، روسیاه و سزاوار مجازات خواهند بود.
  • این حکم شامل فریب‌های معنوی می‌شود؛ غفلت از حقیقتِ خویشتن در این دنیا، به غروب بخت در آخرت می‌انجامد.
  • توبه و بازگشت به خداوند، تنها راه رهایی از این سرنوشت محتوم است.
  • نالهٔ پشیمانیِ توبه‌کار، عرش الهی را می‌لرزاند و کائنات را به شادی و حمایت وامی‌دارد.
  • خداوند، توبه‌کنندگان را از چنگال فریب و غرور «بازمی‌خرد» و رزق جاودان و بی‌واسطه به آن‌ها عطا می‌کند.

Sources: d6-s80 · 00:05:06 d6-s80 · 00:06:11 d6-s80 · 00:09:14

به زبانِ تو — Вашою мовою · AI

Обговорення — Запитайте про цей бейт — відповіді з «Маснаві», кожен вірш цитується

Ваша розмова залишається на цьому пристрої, доки ви нею не поділитеся.

Про що питали читачі

Ще ніхто не ділився запитаннями — ваше може бути першим.