Читати Daftar 6 Сини султана пішли за принципом 'людина жадібна до забороненого'. 'Ми виявили свою покірність, але твоя погана вдача не знала, як купити рабство'. Вони знехтували всіма заповітами та настановами батька і пішли до забороненої фортеці, щоб потрапити в яму лиха, і їхні дорікаючі душі казали їм: 'Чи не приходив до вас вісник?' Вони плакали і шкодували, кажучи: 'Якби ми слухали або розуміли, ми б не були серед мешканців пекла' Бейт 3704

M6:3704 — زان هزاران صورت و نقش و نگار / می‌شدند از سو به سو خوش بی‌قرار

زان هزاران صورت و نقش و نگارمی‌شدند از سو به سو خوش بی‌قرار
✦ Відобразити цей бейт мовою Українська

M6:3704

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — з його записаних лекцій по Маснаві

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن هزاران صورت و نقش و نگار، چنان دلربا بودند که رهروان را از سویی به سوی دیگر با خوشی و بی‌قراری می‌کشاندند. معنا: این بیت بیانگر شیفتگی و سرمستی رهروان است در قلعه‌ای پر از صورت‌ها و نقش‌های دل‌فریب که ذهن و جانشان را بی‌قرار می‌کند.

شرح

این بیت تصویری است از «قلعه ذات‌الصور»؛ همان «قلعه پرصورت و پرنقش و نگار» که سالکان در آن گام نهاده‌اند. مولانا در اینجا توضیح مختصری از این قلعه به ما می‌دهد، قلعه‌ای که در آن «ده در» وجود دارد: «پنج در در بحر و پنجی سوی بر». یعنی پنج در به سوی عالم محسوسات و جهان رنگ و بو (حس ظاهری) و پنج در دیگر به سوی حس باطن و عالم رازها. این قلعه، به تعبیر شیخ شهاب‌الدین سهروردی، عیناً «عالم خیال منفصل» است؛ عالمی که صورت دارد اما از ماده پیراسته است، عالمِ میانهٔ طبیعت محض و ماورای طبیعت محض.

سالکان در مواجهه با این هزاران صورت و نقش و نگار، «مست» می‌شوند؛ مستی‌ای که در آن هر صورتی از صورت دیگر «مفتون‌کننده‌تر» جلوه می‌کند. این بی‌قراری، نه از جنس اضطراب، بلکه بی‌قراری‌ای «خوش» است. شور و جذبه‌ای است که از مشاهدهٔ کثرت جلوه‌های حق برمی‌خیزد. اینجاست که مولانا باب یکی از محوری‌ترین آموزه‌های خود را می‌گشاید: «صورت و بی‌صورتی». همان‌طور که می‌فرماید: «صورت از بی‌صورتی آمد برون / باز شد که انا الیه راجعون».

جهان ما در ابتدا عالم صورت نبوده، بلکه عالم معنا بوده است؛ و این معانی بی‌صورت بوده‌اند. صورت‌ها، لباس‌هایی هستند بر قامت معنا، دقیقاً همان‌گونه که الفاظ و زبان، جامهٔ اندیشه‌ها و معانی ذهنی‌اند. یک معنا می‌تواند صورت‌های مختلف بپذیرد، همان‌طور که یک اندیشه به ده شیوه مختلف بیان می‌شود یا در زبان‌های گوناگون الفاظ متفاوتی برایش وضع می‌گردد. بنابراین، آنچه در «قلعه ذات‌الصور» رخ می‌دهد، شیفتگی به تجلیات بی‌شمارِ همان معنای واحدِ بی‌صورت است. بی‌قراری‌ای که این سالکان تجربه می‌کنند، بی‌قراری عشق‌ورزانه به حقیقت واحدی است که خود را در هزاران صورت و نقش و نگار آشکار ساخته است.

نکات کلیدی

  • بی‌قراری در جهان کثرت صور می‌تواند تجربه‌ای «خوش» و ممدوح باشد، نه نشانه‌ای از گمراهی.
  • «قلعه ذات‌الصور» مولانا، همان «عالم خیال منفصل» سهروردی است که صور دارد اما ماده ندارد.
  • هر صورتی در این قلعه، جلوه‌ای از حق است که سالک را عمیق‌تر به خود جذب می‌کند.
  • کثرت و بی‌قراری در عالم صور، ناشی از ظهور «بی‌صورتی» و معانیِ ازلی در جهان هستی است.

Sources: d6-s82 · 20:46:00 d6-s82 · 23:50:00

به زبانِ تو — Вашою мовою · AI

Обговорення — Запитайте про цей бейт — відповіді з «Маснаві», кожен вірш цитується

Ваша розмова залишається на цьому пристрої, доки ви нею не поділитеся.

Про що питали читачі

Ще ніхто не ділився запитаннями — ваше може бути першим.