Читати Daftar 6 Кінець книги «Аль-Муваттад аль-Карім» Бейт 47

M6:47 — این جهان زین جنگ قایم می‌بود / در عناصر در نگر تا حل شود

این جهان زین جنگ قایم می‌بوددر عناصر در نگر تا حل شود
✦ Відобразити цей бейт мовою Українська

M6:47

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — з його записаних лекцій по Маснаві

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: این جهان به سبب همین کشمکش‌ها برقرار است؛ در عناصر طبیعت بنگر تا این حقیقت بر تو روشن شود. معنا: مولانا در این بیت بیان می‌کند که هستی این جهان بر مبنای تقابل و کشمکش میان اجزای آن استوار است و برای فهم این پدیده، باید به ذات عناصر طبیعت توجه کرد.

شرح

من باور دارم که این بیت، یک نکته‌ی کلیدی در جهان‌بینی مولوی را برملا می‌کند. بسیاری می‌پندارند که جنگ و ستیز پدیده‌ای عارضی و نامطلوب است که باید از میان برود تا جهان به آرامش رسد. اما مولوی اینجا می‌گوید که نه، اتفاقاً قوام و برپایی این جهان، نه تنها با جنگ منافاتی ندارد، بلکه «زین جنگ قایم می‌بود». یعنی هستیِ عالم، مدیون و مرهون این ستیز و کشمکش است. این یک نگاه عمیق کیهانی است که نه تنها شرّ را امری اتفاقی نمی‌بیند، بلکه آن را عنصری سازنده در تکوین هستی می‌شناسد. برای فهم این مدعا، مولوی ما را به یک تماشای طبیعت‌شناسانه دعوت می‌کند: «در عناصر در نگر تا حل شود». وقتی به چهار عنصر اصلی عالم – آب، آتش، خاک، هوا – می‌نگریم، می‌بینیم که هر کدام «اشکننده آن دگر» است. آب، آتش را خاموش می‌کند؛ آتش، آب را می‌پزاند و بخار می‌کند. خاک در برابر باد مقاومت می‌کند و باد خاک را می‌پراکند. این ستون‌های قوی که سقف دنیا بر آن‌ها استوار است، پیوسته در حال نزاع و چالش با یکدیگرند. این طبیعت جهان است که «بنای خلق بر اضداد بود». یعنی خلقت بر پایه اضداد بنا شده است. این اضداد، ضروری‌اند و با نفی یکی، دیگری نیز معنایش را از دست می‌دهد. این نگرش به جنگ و ستیز در عالم طبیعت، در ادامه به وضعیت انسان نیز تسری می‌یابد. اگر اساس خلقت بر اضداد است، پس جای تعجب نیست که ما آدمیان نیز «جنگی‌ایم از ضر و سود». یعنی کشمکش و تضاد نه تنها در جهان بیرونی، بلکه در وجود خود ما هم ریشه دارد. احوال و حالات روحی ما پیوسته در جنگ و نبرد با یکدیگرند: یک روز شادیم، روز دیگر غمگین؛ یک دم به صلحی می‌گراییم و دمی دیگر به جنگی دیگر. مولوی به ما توصیه می‌کند که به جای درگیر شدن در جنگ‌های بیرونی و سرزنش دیگران، «می‌نگر بر خود چنین جنگ گران / پس چه مشغولی به جنگ دیگران؟». تا وقتی انسان درون خود را به صلح نرساند و نزاع‌های درونی‌اش را حل نکند، نمی‌تواند توقع صلح با دیگران را داشته باشد. این در واقع یک فرافکنی است؛ ما جنگ‌های درونی‌مان را به بیرون پروژه می‌کنیم. نکته‌ی مهم دیگری که مولوی در جای دیگر به آن اشاره می‌کند و می‌توان آن را در اینجا نیز بسط داد، این است که این جنگ‌ها و صلح‌ها در نهایت از اراده‌ی خود ما نیست، بلکه «بین الاصبعین» حق است. یعنی خداوند است که قلب مؤمن را گاهی به سوی قبض و گاهی به سوی بسط می‌گرداند. این اعتراف به دستِ بالا و تدبیر الهی در تمامی امور است، چه در جنگ عناصر و چه در نوسانات احوال انسانی. جهان بر اضداد قائم است، اما این اضداد نیز در نهایت تحت سیطره و تدبیر آن یگانه‌ی بی‌همتایند.

نکات کلیدی

  • قوام و پایداری این جهان بر اساس تقابل و کشمکش میان اجزای آن است.
  • جنگ و نزاع، نه پدیده‌ای عارضی بلکه عنصری سازنده در تکوین هستی است.
  • عناصر طبیعی (آب، آتش، خاک، هوا) نمونه‌ای بارز از این اضداد متخاصم و در عین حال پیوند دهنده هستند.
  • نزاع‌های بیرونی انسان، بازتاب و فرافکنی جنگ‌های درونی و احوال متضاد اوست.
  • راه صلح با دیگران، ابتدا از حل کشمکش‌های درونی و رسیدن به صلح با خویشتن می‌گذرد.
  • این جنگ‌ها و صلح‌ها، چه در طبیعت و چه در انسان، در نهایت تحت تدبیر و اراده‌ی الهی قرار دارند.

Sources: d6-s02 · 00:15:42 d6-s02 · 00:17:22 d6-s02 · 00:18:58

به زبانِ تو — Вашою мовою · AI

Обговорення — Запитайте про цей бейт — відповіді з «Маснаві», кожен вірш цитується

Ваша розмова залишається на цьому пристрої, доки ви нею не поділитеся.

Про що питали читачі

Ще ніхто не ділився запитаннями — ваше може бути першим.