Читати Daftar 6 Історія про сторожа, який мовчав, поки злодії повністю не винесли майно купців, а потім почав галасувати і сторожувати Бейт 548

M6:548 — گفت اگر در جنگ کم بودت امید / نعره‌ای زن کای کریمان برجهید

گفت اگر در جنگ کم بودت امیدنعره‌ای زن کای کریمان برجهید
✦ Відобразити цей бейт мовою Українська

M6:548

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — з його записаних лекцій по Маснаві

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: گفتند: «اگر در نبرد امید اندک داشتی، فریادی برمی‌آوردی که ای کریمان، برخیزید!» معنا: کاروانیان به نگهبان می‌گویند که اگر توان مقابله با دزدان را نداشتی، دست‌کم باید فریاد می‌زدی تا دیگران را به بیداری و یاری فرا می‌خواندی. این بیت بر اهمیت اقدام به‌هنگام، حتی در حد یک هشدار، تأکید دارد.

شرح

این بیت، از زبان کاروانیان خطاب به نگهبان بی‌بصیرت قصهٔ مثنوی است؛ نگهبانی که در خواب غفلت بود و پس از غارت اموال، تازه به سروصدا و طبل‌زدن مشغول شد. کاروانیان به او می‌گویند: «اگر نیروی مقاومت و جنگیدن با دزدان را نداشتی، دست‌کم می‌بایست نعره‌ای می‌زدی و دیگران را به فریاد می‌خواندی که ای مردمان، برخیزید و به یاری بشتابید!» این سخن، درس بلندی از مولانا می‌دهد که علاج واقعه باید قبل از وقوع باشد. «بعد درماندن چه افسوس و چه آه / پیش از آن بایست این دود سیاه.» دود سیاهی که از دل برمی‌خیزد و نشان سوز و بیداری است، باید پیش از فاجعه بیاید، نه پس از آن.

من قویاً معتقدم که این مضمون «پیش از خرابی بصره» از اصول حکمت عملی است. انسان باید وقتی حرص و هوس در دلش جوشید، همان دم به درگاه حق بنالد و از او یاری بخواهد تا ریشه‌های شر پیش از آنکه به میوه بنشینند، خشکانده شوند. مولانا خود می‌فرماید: «نه علی قبل موتی و اعتفر / لا تنه لی بعد موتی و استبر»؛ یعنی بر من پیش از آنکه بمیرم نوحه کن و خاک بر سر ریز، نه پس از مرگم که دیگر فایده‌ای ندارد. این یادآوری تلخ، اما واقع‌بینانه، نشان می‌دهد که بسیاری از پشیمانی‌ها و توبه‌ها پس از آنکه کار از کار گذشته، بی‌ثمرند.

با این حال، مولانا هیچ‌گاه از رحمت حق مأیوس نیست و حتی در همین حکایت، لایهٔ دیگری از معنا را می‌گشاید. او می‌گوید گرچه ناله و حنین پس از غفلت و خسارت، «بی‌نمک» و بی‌اثر به نظر می‌رسد، اما: «هست غفلت بی‌نمک‌تر زان یقین.» یعنی سکوت مطلق و غفلت محض، بسی بدتر از نالهٔ بی‌موقع است. حتی همین نالهٔ بی‌نمک، خود نوعی بیداری و انتباه است. انسان در لحظهٔ عجز و ذلت، حتی اگر دیر هم شده باشد، باید به درگاه قادر مطلق بنالد و بگوید: «قادری، بی‌گاه باشد یا به گاه / از تو چیزی فوت کی شد ای اله؟»

اینجاست که مرزهای زمان و مکان در پیشگاه ذات الهی در هم می‌ریزد. اگرچه فرصت‌ها از دست ما می‌روند و ما «گاهی بی‌گاه» به درگاه او روی می‌آوریم، اما از قدرت خداوند چیزی فوت نمی‌شود. او در آیه‌الکرسی «لا یؤوده حفظهما» است و در هر لحظه «کل یوم هو فی شأن». این باور، تسلای عظیمی به آدمی می‌دهد که حتی ناله‌های بی‌موقع هم، در اقیانوس بی‌کران قدرت و رحمت الهی، می‌توانند گوش شنوایی بیابند. این تفاوت نگاه مولانا با برخی فلسفه‌های غربی است که هستی را تهی از معنا و یاری می‌بینند و انسان را محکوم به تنهایی (loneliness) مطلق می‌دانند؛ حال آنکه برای مولانا، حتی در «جدایی» (separation)، یاد معشوقی حاضر، موجب تسلا و امید است.

نکات کلیدی

  • بصیرت و اقدام به‌موقع، برای پیشگیری از فاجعه ضروری است، نه پس از وقوع آن.
  • بی‌تفاوتی و غفلت مطلق بدتر از نالهٔ بی‌موقع و دیر هنگام است؛ حتی نالهٔ بی‌نمک نشانهٔ بیداری است.
  • حرص و هوس باید در نطفه خاموش شوند و باید در همان لحظهٔ اولیه از خداوند یاری خواست.
  • رحمت الهی بی‌کران است و حتی ناله‌های دیررس، در پیشگاه قدرت او شنیده می‌شوند.
  • تجربهٔ جدایی برای مولانا با تنهایی وجودی متفاوت است؛ او همیشه حضور معشوق را حس می‌کند.

Sources: d6-s12 · 00:35:25 d6-s12 · 02:05:04 d6-s12 · 02:45:48

به زبانِ تو — Вашою мовою · AI

Обговорення — Запитайте про цей бейт — відповіді з «Маснаві», кожен вірш цитується

Ваша розмова залишається на цьому пристрої, доки ви нею не поділитеся.

Про що питали читачі

Ще ніхто не ділився запитаннями — ваше може бути першим.