Диван Шамса› Газель 185› Бейт 8 ← попередній · наступний →
Диван Шамса · غزل شمارهٔ ۱۸۵
- سرو احتراق دارد مه هم محاق دارد جز اصل اصل جانها اصلی ندارد اصلا
G185:8
Вашою мовою
Перекладу вашою мовою ще немає — він створюється для всієї газелі одразу:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Пояснення до цього бейта
Ще не написано — це докладний розбір цього бейта в контексті його газелі:
Вся газель ↗
- 1 از بس که ریخت جرعه بر خاک ما ز بالا·هر ذره خاک ما را آورد در علالا
- 2 سینه شکاف گشته دل عشق باف گشته·چون شیشه صاف گشته از جام حق تعالی
- 3 اشکوفهها شکفته وز چشم بد نهفته·غیرت مرا بگفته می خور دهان میالا
- 4 ای جان چو رو نمودی جان و دلم ربودی·چون مشتری تو بودی قیمت گرفت کالا
- 5 ابرت نبات بارد جورت حیات آرد·درد تو خوش گوارد تو درد را مپالا
- 6 ای عشق با توستم وز باده تو مستم·وز تو بلند و پستم وقت دنا تدلی
- 7 ماهت چگونه خوانم مه رنج دق دارد·سروت اگر بخوانم آن راستست الا
- 8 سرو احتراق دارد مه هم محاق دارد·جز اصل اصل جانها اصلی ندارد اصلا
- 9 خورشید را کسوفی مه را بود خسوفی·گر تو خلیل وقتی این هر دو را بگو لا
- 10 گویند جمله یاران باطل شدند و مردند·باطل نگردد آن کاو بر حق کند تولا
- 11 این خندههای خلقان برقیست دُم بریده·جز خندهای که باشد در جان ز رب اعلا
- 12 آب حیات، حق است وان کاو گریخت در حق·هم روح شد غلامش، هم روحِ قدس، لالا
ganjoor: sh185 · public domain