Диван Шамса Газель 1975 Бейт 4 ← попередній · наступний →

Диван Шамса · غزل شمارهٔ ۱۹۷۵

  1. نیک بنگر در رخ من در فراق جان جان بی دل و جان می نویسد گرچه در انشی است آن

G1975:4

Вашою мовою

Перекладу вашою мовою ще немає — він створюється для всієї газелі одразу:

Пояснення до цього бейта

Ще не написано — це докладний розбір цього бейта в контексті його газелі:

Вся газель ↗

  1. 1 عشق شمس الدین است یا نور کف موسی است آن·این خیال شمس دین یا خود دو صد عیسی است آن
  2. 2 گر همه معنی است پس این چهره چون ماه چیست·صورتش چون گویم آخر چون همه معنی است آن
  3. 3 خواه این و خواه آن باری از آن فتنه لبش·جان ما رقصان و خوش سرمست و سودایی است آن
  4. 4 نیک بنگر در رخ من در فراق جان جان·بی دل و جان می نویسد گرچه در انشی است آن
  5. 5 من چه گویم خود عطارد با همه جان‌های پاک·از برای پاکی او عاشق املی است آن
  6. 6 جان من همچون عصا چون دستبوس او بیافت·پس چو موسی درفکندش جان کنون افعی است آن
  7. 7 دیده من در فراق دولت احیای او·در میان خندان شده در قدرت مولی است آن
  8. 8 هرک او اندر رکاب شاه شمس الدین دوید·فارغ از دنیا و عقبی آخر و اولی است آن
  9. 9 و آنک او بوسید دستش خود چه گویم بهر او·عاقلان دانند کان خود در شرف اولی است آن
  10. 10 جسم او چون دید جانم زود ایمان تازه کرد·گفتمش چه گفت بنگر معجزه کبری است آن
  11. 11 فر تبریز است از فر و جمال آن رخی·کان غبین و حسرت صد آزر و مانی است آن

ganjoor: sh1975 · public domain