Диван Шамса› Газель 1979› Бейт 10 ← попередній · наступний →
Диван Шамса · غزل شمارهٔ ۱۹۷۹
- ملک جانیها نه ملک فانیی جسمانیی تا شود جانها ز ملکش چشم باز راستین
G1979:10
Вашою мовою
Перекладу вашою мовою ще немає — він створюється для всієї газелі одразу:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Пояснення до цього бейта
Ще не написано — це докладний розбір цього бейта в контексті його газелі:
Вся газель ↗
- 1 عاشقان را مژدهای از سرفراز راستین·مژده مر دل را هزار از دلنواز راستین
- 2 مژده مر کانهای زر را از برای خالصیش·هست نقاد بصیر و هست گاز راستین
- 3 مژده مر کسوه بقا را کز پی عمر ابد·هستش از اقبال و دولتها طراز راستین
- 4 فرخا زاغی که در زاغی نماند بعد از این·پیش شمس الدین درآید گشت باز راستین
- 5 حبذا دستی که او بستم درازی کم کند·دست در فتراک او زد شد دراز راستین
- 6 شد دراز آن دست او تا بگذرید او را ختن·تا گرفت از جیب معشوقی طراز راستین
- 7 بعد از آن خوب طرازی چون شود همدست او·دو به دو چون مست گشته گفته راز راستین
- 8 چشم بگشاید ببیند از ورای وهم و روح·آنک بر ترک طرازی کرد ناز راستین
- 9 شاه تبریزی کریمی روح بخشی کاملی·در فرازی در وصال و ملک باز راستین
- 10 ملک جانیها نه ملک فانیی جسمانیی·تا شود جانها ز ملکش چشم باز راستین
- 11 مرحبا ای شاه جانها مرحبا ای فر و حسن·ملک بخش بندگان و کارساز راستین
ganjoor: sh1979 · public domain