Диван Шамса› Газель 228› Бейт 13 ← попередній · наступний →
Диван Шамса · غزل شمارهٔ ۲۲۸
- بنوش لعنت و دشنام دشمنان پی دوست که آن به لطف و ثناها و آفرین کشدا
G228:13
Вашою мовою
Перекладу вашою мовою ще немає — він створюється для всієї газелі одразу:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Пояснення до цього бейта
Ще не написано — це докладний розбір цього бейта в контексті його газелі:
Вся газель ↗
- 1 بیار آن که قرین را سوی قرین کشدا·فرشته را ز فلک جانب زمین کشدا
- 2 به هر شبی چو محمد به جانب معراج·براق عشق ابد را به زیر زین کشدا
- 3 به پیش روح نشین زان که هر نشست تو را·به خلق و خوی و صفتهای همنشین کشدا
- 4 شراب عشق ابد را که ساقیش روح است·نگیرد و نکشد ور کشد چنین کشدا
- 5 برو بدزد ز پروانه خوی جانبازی·که آن تو را به سوی نور شمع دین کشدا
- 6 رسید وحی خدایی که گوش تیز کنید·که گوش تیز به چشم خدای بین کشدا
- 7 خیال دوست تو را مژده وصال دهد·که آن خیال و گمان جانب یقین کشدا
- 8 در این چهی تو چو یوسف خیال دوست رسن·رسن تو را به فلکهای برترین کشدا
- 9 به روز وصل اگر عقل ماندت گوید·نگفتمت که چنان کن که آن به این کشدا
- 10 بجه بجه ز جهان همچو آهوان از شیر·گرفتمش همه کان است کان به کین کشدا
- 11 به راستی برسد جان بر آستان وصال·اگر کژی به حریر و قز کژین کشدا
- 12 بکش تو خار جفاها از آن که خارکشی·به سبزه و گل و ریحان و یاسمین کشدا
- 13 بنوش لعنت و دشنام دشمنان پی دوست·که آن به لطف و ثناها و آفرین کشدا
- 14 دهان ببند و امین باش در سخن داری·که شه کلید خزینه بر امین کشدا
ganjoor: sh228 · public domain