Диван Шамса Газель 3147 Бейт 11 ← попередній · наступний →

Диван Шамса · غزل شمارهٔ ۳۱۴۷

  1. گفت جامست گر بر او نوریست از رخ تو بود که انواری

G3147:11

Вашою мовою

Перекладу вашою мовою ще немає — він створюється для всієї газелі одразу:

Пояснення до цього бейта

Ще не написано — це докладний розбір цього бейта в контексті його газелі:

Вся газель ↗

  1. 1 ساقیا ساقیا روا داری·که رود روز ما به هشیاری
  2. 2 گر بریزی تو نقل‌ها در پیش·عقل‌ها را ز پیش برداری
  3. 3 عوض باده نکته می‌گویی·تا بری وقت ما به طراری
  4. 4 درد دل را اگر نمی‌بینی·بشنو از چنگ ناله و زاری
  5. 5 ناله نای و چنگ حال دلست·حال دل را تو بین که دلداری
  6. 6 دست بر حرف بی‌دلی چه نهی·حرف را در میان چه می‌آری
  7. 7 طوق گردن توی و حلقهٔ گوش·گردن و گوش را چه می‌خاری
  8. 8 گفته را دانه‌های دام مساز·که ز گفته‌ست این گرفتاری
  9. 9 گه کلیدست گفت و گه قفلست·گاه از او روشنیم و گه تاری
  10. 10 گفت بادست گر در او بوییست·هدیه تو بود که گلزاری
  11. 11 گفت جامست گر بر او نوریست·از رخ تو بود که انواری
  12. 12 مشک بربند کوزه‌ها پر شد·مشک هم می‌درد ز بسیاری

ganjoor: sh3147 · public domain