Диван Шамса Газель 548 Бейт 12 ← попередній

Диван Шамса · غزل شمارهٔ ۵۴۸

  1. گر به تمام مستمی راز غمش بگفتمی گفت تمام چون شکر زان مه خوش لقا رسد

G548:12

Вашою мовою

Перекладу вашою мовою ще немає — він створюється для всієї газелі одразу:

Пояснення до цього бейта

Ще не написано — це докладний розбір цього бейта в контексті його газелі:

Вся газель ↗

  1. 1 چشم تو ناز می‌کند ناز جهان تو را رسد·حسن و نمک تو را بود ناز دگر که را رسد
  2. 2 چشم تو ناز می‌کند لعل تو داد می‌دهد·کشتن و حشر بندگان لاجرم از خدا رسد
  3. 3 چشم کشید خنجری لعل نمود شکری·بو که میان کش مکش هدیه به آشنا رسد
  4. 4 سلطنتست و سروری خوبی و بنده پروری·و آنچ بگفت ناید آن کز تو به جان عطا رسد
  5. 5 نطق عطاردانه‌ام مستی بی‌کرانه‌ام·گر نبود ز خوان تو راتبه از کجا رسد
  6. 6 چرخ سجود می‌کند خرقه کبود می‌کند·چرخ زنان چو صوفیان چونک ز تو صلا رسد
  7. 7 جز تو خلیفه خدا کیست بگو به دور ما·سجده کند ملک تو را چون ملک از سما رسد
  8. 8 دولت خاکیان نگر کز ملکند پاکتر·پرورش این چنین بود کز بر شاه ما رسد
  9. 9 سر مکش از چنین سری کاید تاج از آن سرش·کبر مکن بر آن کسی کز سوی کبریا رسد
  10. 10 نقد الست می‌رسد دست به دست می‌رسد·زود بکن بلی بلی ور نکنی بلا رسد
  11. 11 من که خریده ویم پرده دریده ویم·رگ به رگ مرا از او لطف جدا جدا رسد
  12. 12 گر به تمام مستمی راز غمش بگفتمی·گفت تمام چون شکر زان مه خوش لقا رسد

ganjoor: sh548 · public domain