Диван Шамса› Газель 652› Бейт 9 ← попередній · наступний →
Диван Шамса · غزل شمارهٔ ۶۵۲
- زندانی مرگند همه خلق یقین دان محبوس تو را از تک زندان نرهاند
G652:9
Вашою мовою
Перекладу вашою мовою ще немає — він створюється для всієї газелі одразу:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Пояснення до цього бейта
Ще не написано — це докладний розбір цього бейта в контексті його газелі:
Вся газель ↗
- 1 تدبیر کند بنده و تقدیر نداند·تدبیر به تقدیر خداوند نماند
- 2 بنده چو بیندیشد پیداست چه بیند·حیله بکند لیک خدایی نتواند
- 3 گامی دو چنان آید کو راست نهادست·وان گاه که داند که کجاهاش کشاند
- 4 استیزه مکن مملکت عشق طلب کن·کاین مملکتت از ملک الموت رهاند
- 5 باری تو بهل کام خود و نور خرد گیر·کاین کام تو را زود به ناکام رساند
- 6 اشکاری شه باش و مجو هیچ شکاری·کاشکار تو را باز اجل بازستاند
- 7 چون باز شهی رو به سوی طبله بازش·کان طبله تو را نوش دهد طبل نخواند
- 8 از شاه وفادارتر امروز کسی نیست·خر جانب او ران که تو را هیچ نراند
- 9 زندانی مرگند همه خلق یقین دان·محبوس تو را از تک زندان نرهاند
- 10 دانی که در این کوی رضا بانگ سگان چیست·تا هر که مخنث بود آناش برماند
- 11 حاشا ز سواری که بود عاشق این راه·که بانگ سگ کوی دلش را بطپاند
ganjoor: sh652 · public domain